دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ٢/ ٤ ٤ سرور مسلمانان
فرمود: «من خاتم پيامبران و فرستاده پروردگار جهانيانم».
٣٢٧٦. پيامبر خدا ٦: على، سرور مؤمنان است.
٣٢٧٧. پيامبر خدا ٦: اى على! تو پس از من، سرور اين امّتى. تو پيشواى امّت و جانشين من بر آنانى. آن كه از تو جدا گردد، روز قيامت از من جدا خواهد شد، و آن كه با توست، روز واپسين با من است.
٣٢٧٨. تاريخ بغداد به نقل از رشيد، غلامِ منصور: روزى نزد مهدى عباسى بودم. از على بن ابى طالب ٧ ياد شد. مهدى گفت: پدرم از جدّم و او از پدرش از ابن عبّاس روايت كرد كه گفت: من نزد پيامبر ٦ بودم و يارانش دور وى را گرفته بودند. على بن ابى طالب ٧ وارد شد. پيامبر ٦ به وى فرمود: «اى على! تو عبقرى آنانى». [مهدى گفت:] يعنى سرور آنانى.
٣٢٧٩. جامع الأحاديث به نقل از داوود بن رشيد خوارزمى، از پدرش: روزى نزد مهدى [عبّاسى] بودم. از على ٧ ياد كردند. مهدى گفت: پدرم منصور از پدرش از جدش از ابن عبّاس روايت كرد كه گفت: پيامبر ٦ نشسته بود و يارانش دورش را گرفته بودند. على بن ابى طالب ٧ وارد مسجد شد و ... پيامبر خدا به يارانش فرمود: «آيا پيش پاى عبقرىتان برنمى خيزيد؟». تمام مردم برپا ايستادند. [مهدى گفت:] منصور به من گفت: يعنى پيشِ پاى سرورتان.