دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧ - ٤/ ٨ امام رضا
در قبرها بود، برانگيخته شد». پروردگارا! اقرار مىكنم و گواهى مىدهم، اعتراف مىكنم و انكار نمىكنم، در دل مىدارم و در عيان بيان مىكنم، اعلان مىكنم و نهان مىكنم اين را كه تو خدايى و جز تو خدايى نيست. تو تنهايى و هيچ شريكى براى تو نيست، و محمد ٦، بنده و پيامبر توست و على ٧، امير مؤمنان، سرور وصىها، و وارثِ دانش پيامبران، كُشنده مشركان، پيشواى پرهيزگاران، نابود كننده منافقان، جنگ كننده با پيمانشكنان (ناكثين)، تجاوزكاران (قاسطين) و از دين بيرون روندگان (مارقين)، امام و راه من است؛ آن كه جز از طريق ولايت او و اقتدا به او و اقرار به فضايل او و پذيرش كلام ناقلان آن فضايل و تسليم شدن به گزارشگران آن فضايل، به اعمال خود هر چند كه پاك باشند، اعتماد ندارم و آنها را نجاتبخش خود نمىدانم.
٣٧٣٧. امام كاظم ٧ وقتى محمّد بن فُضَيل درباره سخن خداوند پرسيد كه مىفرمايد: «پس آيا آن كس كه نگونسار، راه مىپيمايد، هدايتيافتهتر است يا آن كس كه ايستاده بر راه راست مىرود؟!»: خداوند، كسى را كه از ولايت على ٧ روى برگردانده، به كسى تشبيه كرده كه نگونسار راه مىرود و به راه خود، راهبرى نمىشود و كسى را كه از او پيروى كرده، بر راه مستقيم، بر قرار شمرده است، و راه مستقيم، امير مؤمنان است.
ر. ك: ص ١٤٥ (راه راست).
٤/ ٨
امام رضا
٣٧٣٨. امام رضا ٧ به عبد اللّه بن ابان زَيّات: آيا كتاب خداوند عز و جل را نخواندهاى: «بگو: [هر كارى كه مىخواهيد] بكنيد، كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان، كردار شما را خواهند ديد»؟ سوگند به خدا، [مراد از «مؤمنان» در آيه،] على بن ابى طالب ٧ است.
٣٧٣٩. امام رضا ٧ در پاسخ پرسش مأمون از اصل اسلام، نوشت: راهنماى پس از او