دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٣ - ٣/ ٥ ٦ هفتاد فضيلت دارم
و امّا هجدهم، پيامبر خدا به من فرمود:" اى على! تو صاحب بيرق حمد (درفش ستايش) در روز واپسينى. و تو در روز رستاخيز، نزديكترين همنشين من از بين خلايقى. تو دست به سوى من دراز مىكنى و من، دست به سويت دراز مىكنم. من در گروه پيامبران خواهم بود و تو در گروه وصيّان. بر سرِ تو تاج نور و افسر كرامت نهاده خواهد شد و اطراف تو را هفتاد هزار فرشته خواهند گرفت تا خداوند عز و جل از حسابرسى خلايق، فارغ شود".
و امّا نوزدهم، پيامبر خدا فرمود:" تو با پيمانشكنان (ناكثين)، ستمكاران (قاسطين) و از دين به در روندگان (مارقين)، مبارزه خواهى كرد و به شمار هر كدام از آنان كه با تو بجنگند، يكصد هزار از پيروانت را شفاعت خواهى كرد". گفتم: اى پيامبر خدا! پيمانشكنان چه كسانىاند؟ فرمود:" طلحه و زبيرند. با تو در حجاز، بيعت خواهند كرد و در عراق، پيمانشكنى خواهند نمود. اگر چنين كردند، با آنان بجنگ؛ چون جنگ با آنان، پاكى براى اهل زمين است". گفتم: ستمكاران كياناند؟ فرمود:" معاويه و ياوران او". گفتم: از دين بهدر روندگان، چه كسانىاند؟ فرمود:" پيروان ذو ثُديَه.[١] آنان از دين، همچون تير از تيرانداز مىگريزند. آنان را بكش؛ چون در كشتن آنان، گشايشى براى مردم و شكنجه زودرسى براى آنان و ذخيرهاى براى تو در روز قيامت در پيشگاه خدا خواهد بود".
و امّا بيستم، از پيامبر خدا شنيدم كه به من مىفرمود:" مَثَل تو در بين امّتم، همچون دروازه آمرزش، بين بنىاسرائيل است. آن كه در ولايت تو درآيد، وارد دروازه شده، آن گونه كه خدا فرمان داده است".
و امّا بيست و يكم، از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:" من شهر دانشم و على، دروازه آن است و هرگز به شهر، جز از دروازه آن، داخل نمىشوند". آنگاه فرمود:" اى على! تو ذمّه (عهده) مرا پاس مىدارى، بر سنّت من مىجنگى و امّت من با تو مخالفت مىكنند".
[١] ر. ك: ص ١٦٧، پاورقى ح ٣٤٤٢.