دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٣ - ٣/ ٥ ٦ هفتاد فضيلت دارم
را دشمن مىدارد و مىپندارد كه مرا دوست دارد. دوستى من و دوستى او، جز در دل مؤمن، جمع نمىگردد. اى على! خداوند عز و جل دوستداران من و تو را در آغازِ گروه پيشتازان به بهشت قرار داده است و دشمنان من و تو را در اوّلِ گروه گمراهان از امّتم قرار داده كه وارد دوزخ مىشوند".
و امّا چهلم، پيامبر خدا در جنگى مرا به سوى چاهى فرستاد. چاه، آب نداشت. من برگشتم و به او خبر دادم. فرمود:" آيا در چاه، گِل وجود دارد؟". گفتم: آرى. فرمود:" كمى از آن برايم بياور". من مقدارى گِل آوردم و كلماتى به آن خواند. آنگاه فرمود:" اين را در چاه بينداز". افكندم. ناگهان، آب جوشيد و پيرامون چاه را فرا گرفت. پيشش آمدم و خبر دادم. به من فرمود:" اى على! توفيق يافتى و به بركت تو آب جوشيد" و اين منقبت، ويژه من بود، نه اصحاب پيامبر ٦.
و امّا چهل و يكم، من از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:" بشارتت باد، اى على! جبرئيل پيش من آمد و به من گفت: اى محمّد! خداوند تبارك و تعالى به اصحابت نگريست و پسر عمو و شوهر دخترت فاطمه را بهترين يارِ تو يافت و او را وصىّ تو و ادا كننده از سوى تو قرار داد".
و امّا چهل و دوم، از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:" بشارتت باد، اى على! چون خانه تو در بهشت، مقابل خانه من است و در اعلى علّيين، در كنار رفيق اعلى، تو با منى".
گفتم: اى پيامبر خدا! اعلى علّيين چيست؟ فرمود:" قبّهاى (بارگاهى) از دُرّ سفيد است كه هفتاد هزار لنگه دارد و جاى سكونت من و توست".
و امّا چهل و سوم، پيامبر خدا ٦ فرمود:" خداوند عز و جل، دوستىِ مرا در دل مؤمنان، استوار ساخته است. همچنين اى على دوستىِ تو را در دل مؤمنان، استوار