دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥ - ٢/ ١ ١ من و على
فرجام، به خون نشستن آن چهره بىبديل تاريخ را و درد گذارى سوزش را با اين عبارت كه:
پدرم فداى تنهاىِ شهيد.
واين كه:
تو كشته مىشوى و اين از اين (محاسنت از خون سرت) رنگين مىشود.[١]
بدينسان، على ٧ در تمام ابعاد، انسانى بىهمتاست و شگفتا كه در مظلوميت نيز.
با عنايت به نكاتى كه شرح آن گذشت، اينك متن بخشى از سخنان پيامبر خدا ٦ درباره على ٧ مىآيد:
٢/ ١
آفرينش
٢/١-١
من و على ٨ از يك نوريم
٣١٥٩. پيامبر خدا ٦: من و على، از يك نور آفريده شدهايم.
٣١٦٠. پيامبر خدا ٦ به على ٧: من و تو از نور خداى تعالى آفريده شدهايم.
٣١٦١. پيامبر خدا ٦: من و على، از يك نوريم. من و او يك چيزيم. او از من است و من از اويم. گوشت او گوشت من و خون او خون من است. آنچه او را مىرنجانَد، مرا مىرنجانَد، و آنچه مرا مىرنجانَد، او را مىرنجانَد.
[١] ر. ك: ج ٧ ص ٢٥٧( تو كشته خواهى شد).