دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١ - ٤ دفاع از حق مردم
هنگامى كه تهديدها به اوج رسيد، گروهى از ترس، ساكت شدند و گروهى ديگر، عشق به دنيا كه بسيار وسوسهانگيز هم گشته بود بر زبانشان مُهر نهاد.[١] در اين شرايط، چه كسى از على ٧ سخن مىگفت؟ و چه كسى از حقّ خلافت و خلافت حق، پرده بر مىداشت؟ بدتر از همه آن كه حزب آزادشدگان، بر سرنوشت امّتْ سوار شده بود و هر چه مىخواست، عليه على ٧ مىگفت و به باطل، فضايلى موهوم براى پارهاى از صحابيان مىساخت تا از شكوه فضايل على ٧، هر چند اندك، بكاهد. آيا در اين شرايط، راهى براى امام ٧ جز معرّفى خويش به مردم و بيان فضايل و مناقب خود بود؟
آن حضرت در سخنان خود در موضع دفاع از مظلوم قرار گرفته بود و او خود، همواره به ضرورت دفاع از مظلوم و مخالفت با ظالم، فرا مىخواند.
٤. دفاع از حقّ مردم
هنگامى كه فضايى ناسالم بر جامعه سايه افكنَد و تبليغات مسموم و مخالف، به ناحق، گروهى از مردم را كنار گذارند و بر گروهى ديگر ستم روا دارند و ناشايستگان بر زمام حكومتْ چنگ زنند و قدرت اداره جامعه را به دست گيرند و شايستگان را كنار گذاشته، از صحنه زندگى دور كنند، گناه آن بر گردن جامعه است؛ چون راه ستم را بازگذاشته و با پيروى از آنان و تكيه كردن به آنان، حقّ خود را ضايع كرده است.
مبارزه با اين فضاى آلوده و بازگرداندن حق به جاى خود، دفاع از حقّ مردم است و چه كسى در اين ترديد دارد كه على ٧ شايستهترين و با كفايتترين بود؟ آيا عمر بن خطّاب نگفت كه «وى شايستهترينِ شما براى هدايت شما بر راه حق است»[٢]؟ پس مردم در گستره حضورشان چه بايد بكنند؟ هنگامى كه امام ٧ خويش را معرّفى مىكند و از شايستگىها و لياقتهايش سخن مىگويد، در واقع از حقّ ثابت مردم دفاع مىكند؛ از حقّ شناخت شايستهترين و به حاكميت رساندن صالحترين فرد.
[١] ر. ك: ج ١٠ ص ٤١٣( مظلوميّت پس از پيامبر).
[٢] ر. ك: ج ٣ ص ٣٩( شايستگان خلافت از ديدگاه عمر).