دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣ - ٢/ ٣ ٨ پردازنده بدهى من
پيامبر خدا فرمود: «آن را به كسى مىسپارم كه به درستى آن را انجام دهد و مثل آنچه كه تو گفتى، نگويد». آنگاه فرمود: «اى على! آيا وصيّت مرا مىپذيرى، بدهىهايم را مىپردازى و تعهّداتم را انجام مىدهى؟».
بغض، گلوى على ٧ را گرفت و نتوانست پاسخ پيامبر ٦ را بگويد؛ چرا كه مىديد سرِ پيامبر خدا در دامنش تكان مىخورَد.
پيامبر ٦ بار ديگر فرمود. على ٧ در پاسخ گفت: آرى، پدر و مادرم فدايت، اى پيامبر خدا!
آنگاه پيامبر خدا فرمود: «اى بلال! سپر پيامبر خدا را بياور»، و آورد.
آنگاه فرمود: «اى بلال! پرچم پيامبر خدا را بياور»، و آورد.
آنگاه فرمود: «استر پيامبر خدا را با زين و افسارش بياور»، و آورد.
آنگاه فرمود: «اى على! به گواهى كسانى از مهاجران و انصار كه [اينجا] در خانه هستند، اينها را براى خود بردار تا پس از من كسى با تو در آن درگير نشود».
على ٧ برخاست و همه را بُرد و در خانهاش گذاشت و برگشت.
٣٢٤٧. امام على ٧: پيامبر خدا در وصيّتش به من، فرمان به پرداخت وامها و تعهّداتش داد. گفتم: اى پيامبر خدا! مىدانى كه من مالى ندارم.
فرمود: «خداوند، يارىات خواهد كرد».
پس از آن، هرگاه خواستم بخشى از بدهىها و تعهّداتش را بپردازم، خداوند، آن را برايم آسان ساخت. بدهىها و تعهّداتش را پرداختم، آن را شمردم و ديدم كه هشتاد هزار [سكّه] شد. مقدارى از آن مانْد. به حسن، وصيّت كردم تا آن را بپردازد.
٣٢٤٨. المناقب، ابن شهرآشوب به نقل از قتاده: شنيدهايم كه سه سال در هنگام حج، على ٧ بانگ مىزد: «هركس وامى از او برعهده پيامبر خداست، پيش ما بيايد تا وامش را بپردازيم».