دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١ - ٣ كلام پيامبر
مدفون شد؟ اكنون و در اين مقدمه از اين «قصّه آكنده از غصه» تاريخ، پرده بر نمىگيريم؛ ولى تأكيد مىكنيم كه آنچه مانده است، اندكى است از بسيار، نمونههايى است از حقايق نهفته در سينه تاريخ و گفتنىهايى است خُرد از ناگفتههاى بَسْ كلان و ... و شگفتا كه آنان كه پرتوافكنىِ آفتاب را بر نمىتابند، درباره برخى از همين اندك نيز از سَرِ عناد و حقپوشى و فضيلتستيزى، حكم «جعل» صادر كردهاند وكوشيدهاند با مُهر «وضع»، آن همه را از صحنه فرهنگ و صفحه ذهن انسانها به دور كنند، و گاه چون تلألؤ خيره كننده فضايل، جلوى تكذيب را گرفته است، با توجيههايى غير منطقى و تلاشهايى سِتَرْون، به تحريف معنوى دست يازيدهاند تا مگر اندكى از گسترش تابش انوار حق بكاهند، و اسفانگيز است كه بگويم چه بسا نگاشتههايى، در اين هجومهاى فرهنگى، مهجور گشت و تباه شد!
٣. كلام پيامبر ٦، روزنهاى براى شناخت مولا
على ٧ راز ناشناخته هستى است. و آيا براى گشودن چهره اين راز، راهى جز يارى گرفتن از «داناترين و رازْ آگاهترين» چهره هستى وجود دارد؟! پيامبر ٦ از سويى رازْ آشناترين چهره هستى است و از سوى ديگر، معلّم، مربّى و همگام و همراه مولا. پيامبر ٦ على ٧ را از خُردسالى بر دامن گرفته و پيام ربّانى وحى را