دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٩ - ٢/ ٦ ٦ رفيق من در بهشت
٣٥٢٦. پيامبر خدا ٦: اى على! روز قيامت، دست تو در دست من است. هر جا كه وارد شوم، با من وارد خواهى شد.
٣٥٢٧. پيامبر خدا ٦ به على ٧: روز قيامت، شترى از شترهاى بهشتى به تو داده خواهد شد و بر آن سوار مىشوى. زانوى تو چسبيده به زانوى من و ران پاى تو چسبيده به ران پاى من خواهد بود تا به بهشت، داخل شوى.
٣٥٢٨. پيامبر خدا ٦ در توصيف على ٧: اى امّ سلمه! او در روز قيامت، بر شترى از شتران بهشتى به نام «محبوبه» برانگيخته مىشود. زانوى او چسبيده به زانوى من و ران پاى او چسبيده به ران پاى من خواهد بود.
٣٥٢٩. تاريخ دمشق به نقل از جابر: پيامبر خدا فرمود: «من و اين (يعنى على ٧) در روز قيامت، اين گونه (و دو انگشت سبّابه خود را كنار هم گذاشت)، خواهيم آمد».
٣٥٣٠. امام على ٧: من در رختخوابْ خوابيده بودم كه پيامبر خدا وارد شد. حسن يا حسين آب خواستند. پيامبر ٦ برخاست و به طرف گوسفند كمشيرى كه داشتيم، رفت و آن را دوشيد و پر شير شد. حسن [براى نوشيدن]، پيش آمد و پيامبر ٦ او را بازداشت.
فاطمه گفت: اى پيامبر خدا! گويى ديگرى [يعنى حسين] نزد تو محبوبتر است؟
فرمود: «نه؛ ولى او زودتر آب خواست».
آنگاه فرمود: «من و تو و اين دو و اين كه خوابيده، در روز قيامت، در يك جا هستيم».