دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٥ - ٣/ ٣ ٥ شگفتا از روزگار!
توفانها آن را از بين نمىبرد. هيچ كس نمىتوانست در من نقصى بجويد و هيچ گويندهاى در من، عيبى نمىيافت.
٣/٤-٣
من بهتر از تو و آن دوام
٣٦٢١. شرح نهج البلاغة: عثمان ضمن سخنى كه بين او و امام ٧ رد و بدل شد و گفتگو به ياد كردِ ابوبكر و عمر كشيد، به على ٧ گفت: ابوبكر و عمر، بهتر از تو بودند.
امام ٧ فرمود: «من بهتر از تو و آن دوام. پيش از آن دو، خدا را پرستش كردم و پس از آن دو او را پرستش كردم».
٣٦٢٢. الإحتجاج: روزى از روزها، عثمان بن عفّان به على بن ابى طالب ٧ گفت: اگر اينك [مرگ و سرآمدنِ خلافتِ] مرا انتظار مىكشى، پيش از اين هم [مرگِ] كسانى را انتظار مىبردى كه از من و تو بهتر بودند.
على ٧ فرمود: «چه كسى بهتر از من بود؟».
عثمان گفت: ابوبكر و عمر.
على ٧ فرمود: «دروغ گفتى. من از تو و از آن دو بهترم. پيش از شما و بعد از شما خدا را پرستش كردم».
ر. ك: ص ٤٧٣ (ابو هيثم مالك بن تيهان).
ج ٩ ص ١٢٥ (جاحظ).
٣/٥-٣
شگفتا از روزگار!
٣٦٢٣. امام على ٧ در نامهاش به معاويه: شگفتا از روزگار! كه كسى همتاى من شمرده مىشود كه در حدّ من كوشش نكرده، و سابقه مرا در اسلام نداشته است؛ سابقهاى كه كسى به مانند آن، دسترس ندارد، مگر آن كه ادّعا كنندهاى چيزى ادّعا كند كه من از آن بىخبرم، و گمان ندارم خداوند هم آن را بشناسد. در هر حال، حمد و سپاس، مخصوص خداست.