دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣ - ٢/ ٤ ٣ سرور عرب
٣٢٦٦. المعجم الأوسط به نقل از انس بن مالك: پيامبر خدا فرمود: «چه كسى سرور عرب است؟». گفتند: تو اى پيامبر خدا! فرمود: «من سرور بنىآدمم و على، سَرور عرب است».
٣٢٦٧. الأمالى، طوسى، به نقل از انس بن مالك: هنگامى كه من پيامبر خدا را در وضو كمك مىدادم، على ٧ وارد شد و از [آب] وضوى پيامبر ٦ مىگرفت و صورتش را مىشست. آنگاه پيامبر ٦ فرمود: «تو سرور عربى».
على ٧ گفت: اى پيامبر خدا! تو پيامبر خدا و سرور عربى.
فرمود: «اى على! من پيامبر خدا و سرور بنىآدمم و تو، امير مؤمنان و سرور عربى».
٣٢٦٨. المستدركعلى الصحيحين به نقل از عايشه: پيامبر خدا فرمود: «سرور عرب را برايم صدا كنيد».
گفتم: اى پيامبر خدا! مگر تو سرور عرب نيستى؟
فرمود: «من سرور بنى آدمم و على، سرور عرب است».
٣٢٦٩. معانى الأخبار به نقل از عايشه: نزد پيامبر ٦ بودم كه على بن ابىطالب ٧ آمد. پيامبر ٦ فرمود: «اين، سرور عرب است». گفتم: اى پيامبر خدا! مگر تو سرور عرب نيستى؟
فرمود: «من سرور بنىآدمم و على، سرور عرب است». گفتم: سرور، چه كسى است؟
فرمود: «كسى كه پيروىاش واجب است، همانگونه كه پيروى من واجب است».
٣٢٧٠. تاريخ بغداد به نقل از سلمة بن كهيل: على بن ابى طالب ٧ نزد پيامبر ٦ رفت و عايشه نزد ايشان بود. پيامبر ٦ به عايشه فرمود: «اگر نگاه كردن به سرور عرب را دوست دارى، به على بن ابى طالب بنگر».
عايشه گفت: اى پيامبر خدا! آيا تو سرور عرب نيستى؟ فرمود: «من پيشواى مسلمانان و سرور پرهيزگارانم. اگر نگاه كردن به سرور عرب را دوست دارى، به على بن ابى طالب بنگر».