دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٧ - ٣/ ٤ ١ بزرگترين نشانه
٣٦٢٤. امام على ٧ در خطبهاى كه در بر دارنده شكايت از جريان خلافت است: سوگند به خدا كه فلانى، پيراهن خلافت را پوشيد، حال آنكه مىدانست من براى خلافت، چون محورِ ميانه آسيا هستم. [فضايل،] چون سيل از من سرازير مىشود و هيچ پرندهاى به بلنداى من نمىرسد ... تا آن كه اوّلى، راه خود را به پايان بُرد و خلافت را به آغوش فلانى انداخت ... تا آن كه او هم راه خود را به پايان بُرد و آن را در بين گروهى قرار داد و پنداشت كه من هم يكى از آنانم. پناه بر خدا از اين شورا! كِى [در سنجشِ من] با اوّلى از آنان، ترديدى درباره من بود كه اكنون با اينان همرديف شدهام؟!
ر. ك: ص ٢٦٩ (من همچون جزئى از او بودم).
٣/ ٤
فضيلتهاى درخشان
٣/١-٤
بزرگترين نشانه
٣٦٢٥. امام على ٧: من بزرگترين حجّت و بزرگترين نشانه و برترين نمونهام.
٣٦٢٦. امام على ٧: خداوند را خبرى بزرگتر از من نيست، و خدا را نشانهاى بزرگتر از من نيست.
٣٦٢٧. امام باقر ٧: امير مؤمنان كه درودهاى خدا بر او باد مىفرمود: «براى خداوند عز و جل، نشانى كه بزرگتر از من باشد، نيست و خداوند را خبرى بزرگتر از من نيست».