دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥ - ٣/ ٥ ٦ هفتاد فضيلت دارم
و امّا بيست و دوم، از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:" خداوند تبارك و تعالى پسرانم حسن و حسين را از نورى آفريد كه به تو و فاطمه افكنْد. آن دو چون دو گوشواره آويخته بر گوش، در شور و حركتاند و نور آن دو، هفتاد هزار بار بر نور شهيدان فزونى دارد. اى على! خداوند عز و جل به من وعده داده كه آن دو را چنان بزرگ دارد كه هيچ كس را جز پيامبران و رسولان، چنين بزرگ نداشته است".
و امّا بيست و سوم، پيامبر خدا در زمان حياتش، در حالىكه همه يارانش حضور داشتند و عمويم عبّاس نيز حضور داشت، انگشترش، زرهش و كمربندش را به من داد و شمشيرش را بر گردنم حمايل كرد و خداوند عز و جل، از بين آنان، مرا به اين امر، ويژه ساخت.
و امّا بيست و چهارم، خداوند عز و جل بر پيامبرش اين آيه را فرود آورد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هرگاه با پيامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مىكنيد، پيش از گفتگوى محرمانه خود، صدقهاى تقديم داريد» و من، يك دينار داشتم كه آن را به ده درهم فروختم و هرگاه با پيامبر خدا گفتگو مىكردم، پيش از آن، يك درهم صدقه مىدادم و سوگند به خدا كه پيش از من و پس از من، هيچ يك از اصحاب، چنين نكرد تا آن كه خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد: «آيا ترسيديد كه پيش از گفتگوى محرمانه خود، صدقههايى تقديم داريد؟ و چون نكرديد، و خدا [هم] بر شما بخشيد» و آيا بخشش، جز به خاطر گناهى است كه انجام يافته است؟!
و امّا بيست و پنجم، از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود:" بهشت، بر پيامبران، حرام است تا من در آن درآيم، و بهشت بر اوصيا حرام است تا تو در آن درآيى. اى على! خداوند درخصوص تو بشارتى به من داد كه پيش از من به هيچ پيامبرى چنين بشارت نداد. به من بشارت داد كه تو سرور اوصيايى و دو پسرت حسن و حسين،