فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨٧ - مبحث چهارم مؤلفة قلوبهم
در اينجا لازم است ابتداء مفهوم (اَلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ) و سپس رابطه آن با جهاد و پشتيبانى نيروهاى مسلح را مورد بحث قرار دهيم.
كلمه مؤلفه از ماده الف گرفته شده كه در لغت به معنى تركيب منظم آمده است.
راغب اصفهانى در مفردات مىگويد: (ماده الف به حالت اجتماع و تركيبى گويند كه توأم با اليتام و جوشش باشد و در مورد انسانها نيز به معنى ايجاد الفت و جوشش بكار مىرود و از همين ريشه است كلمه الفت. [١]
در مورد كلمه مؤلف كه از مشتقات ماده الف است مى نويسد: مؤلف مجموعهايست از اجزاء مختلف كه با ترتيب خاصى انتظام يافته و در آن آنچه كه بايد پيش گيرد مقدم شده و از آنچه كه سزاوار است در آخر آيه مؤخر آمده است. [٢] راغب اصفهانى به همين منوال كلمه الف را تفسير مىكند:
(الف عدد مخصوصى را گويند و بدان سبب به اين نام تفسير مىشود كه اعداد در آن عدد مؤتلف و گرد هم پيوستهاند. زيرا اصول اعداد عبارتند از: آحاد. عشرات مئون و الوف هنگامى كه عدد بمرحله الف (هزار) مىرسد، گويى همه يكجا گرد هم مىآيند و پس از آن اعداد مكرر آيه، بعضى از دانشمندان گفتهاند از همين ريشه است الف؛ زيرا كه اساس و سرچشمه نظام مىباشد). [٣]
از اين گفتار به خوبى واضح مىگردد كه كلمه الف و الفت با كلمه تركيب و اجتماع مترادف نبوده و بجز مفهوم آن دو خصوصيت ديگرى در معنى الف و تأليف مأخوذ مىباشد و به همين دليل در موارد استعمال واژه مزبور بايد معنى نظم و ترتيب و چوشش و ارتباط اجزاء منظور گردد.
اين مطلب را مىتوان با مراجعه به گفتار ديگر كتب لغت نيز به دست آورد در قاموس، ذيل تفسير مشتقات ماده مزبور چنين آمده است: تأليف فلا نا يعنى با وى مدارا نمود و به او نزديك شد و با وى ارتباط پيدا كرد تا وى را به خود جلب نمايد. [٤]
فريد وجدى، در دائرة المعارف الاسلاميه، كلمه الفت را به معنى انس و الف الشى را به معنى ارتباط دادن اجزاء چيزى به يكديگر تفسير مىكند. [٥]
[١] . رك: المفردات فى غريب القرآن، ص ٢٠.
[٢] . همان، ص ٢١.
[٣] . همان.
[٤] . رك: قاموس، طبع بمبئى، ص ٥٣١.
[٥] . رك: فريد وجدى، دائرة المعارف الاسلاميه، ج ١ ص ٤٦٢.