فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٧ - مبحث هفتم اسارت رزمندگان مسلمان
ايستادگى، مقاومت و ادامه جهاد واجب است و هر عملى جز اين، جايز نيست.
فرار از جنگ در اين آيه بدان جهت تحريم شده تا ثبات و ايستادگى در جنگ انجام پذيرد و در واقع مفاد مفهوم اين آيه همان منطوق آيه: (إِذ [١] ٦ [٤] ٨;ا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا)١ مىباشد.
بىشك مفهوم آيه اول اين نيست كه جز فرار، ساير راههاى انصراف از جهاد جايز است و تنها فرار از جبهه حرام مىباشد.
با اين توضيح روشن مىشود كه استسلام رزمنده مسلمان و خود را به اسارت دشمن در آوردن به مقتضاى هر دو آيه حرام مىباشد. زيرا كه عملى است مخالف پايدارى و ايستادگى در ادامه جهاد و هر نوع عمل مخالف ثبات در اين دو آيه نفى شده است.
همين استنتاج را مىتوان از رواياتى [٢] كه در شرح دو آيه مذكور وارد شده به دست آورد. زيرا در اين روايات نيز تأكيد بر وجوب پايدارى و استمرار در جهاد شده است [٣] و اكثر فقهاى شيعه فرار را در اين صورت حتى در موردى كه امكان نجات وجود دارد، جايز نمىشمارند٤.
٢. نيروهاى رزمنده مسلمان اندك و جبهه دشمن قوى باشد و با فرار امكان حفظ جان وجود داشته باشد. در اين صورت گرچه برخى از فقها تنها تصريح به جواز فرار نمودهاند ولى دلايلى كه ارائه دادهاند شامل جواز استسلام نيز مىگردد.
اين عده از فقهاى شيعه دليل جواز فرار را فقدان شرط تكليف تعيين قدرت ذكر نمودهاند كه اين دليل مىتواند جواز استسلام را نيز ثابت كند.
ولى بسيارى از فقها در جواز فرار در صورت ضعف جبهه اسلام خدشه نموده و يا بر مفاد آيه: (كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اَللّٰهِ) [٥] كه امكان پيروزى جبهه ضعيف اسلام بر جبهه قوى دشمن را در صورت پايدارى و توكل به قدرت لايزال الهى وعده مىدهد و نيز بر اساس آيات جهاد كه اصول مبتنى بر مواجهه با خطر مرگ مىباشد و آيات مربوط به فضيلت، شهادت و مكانت شهداء كه شهادت را در واقع القاء به تهلكه نمىشمارد و آن
[١] . انفال، آيه ٤٥.
[٢] . رك: وسائل الشيعه، ج ١١ ص ٦٥.
[٣] . رك: جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٥٦.
[٤] . همان، ص ٦١. قول به جواز در اين مورد به شيخ طوسى و علامه حلى نسبت داده شده است.
[٥] . بقره، آيه ٢٤٩.