فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٢ - مبحث چهارم اصول كلى فرماندهى در نظام توحيدى
اداره زمين است و مديريت و رهبرى توحيدى از حكمت جداپذير نيست.
[٢] .
عدالت و قسط:
عدالت در آفرينش كه الگويى كامل براى شيوه صحيح رهبرى در سازمانهاى بشرى است به اين معنى است كه استحقاق و شايستگى هيچ موجودى مهمل گذاشته نشده و خداوند عادل به هركس هرچه را كه استحقاق آن را داشته داده است.
(ق [١] [٦] [٤] [٨] ;الَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدىٰ) .١
عدالت به اين معنى ملازم با مساوات نيست بلكه برمحور حق و براساس رعايت استحقاقهاست و تبعيض به معنى تفاوت در عطا نسبت به دو موجود متساوى در استحقاق ظلم است.
فرماندهى و رهبرى در نظام اسلامى در خط دو هدف اساسى (عدالت و قسط) عمل مىكند و جدا شدن از اين اصل بمثابه خروج نظام از خصلت توحيدى و افتادن در گرداب شرك و كفر مىباشد (وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْكٰافِرُونَ).٢
[٣] .
برابرى و نفى تبعيض كه در ابعاد مختلف مطرح مىشود.
الف –
برابرى در نژاد (خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا).٣
ب –
نفى تبعيض در قدرت (وَ قٰالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوٰالاً "وَ أَوْلاٰداً" وَ مٰا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ^ قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ).٤
ج –
برابرى در بهرههاى اجتماعى و عمومى
«انى لا ارى فى هذا الفىء فضيلةً لنبى اسماعيل». [٥]
د –
برابرى در تعميم حقوق و وظايف
«فالحق لا يجرى لاحد الّا جرى عليه و لا يجرى عليه الا جرى له» ٦
ه -
يكسان بودن در حقطلبى
«فليكن امرالناس عندك فىالحق سواءً». [٧]
مسأله برابرى و نفى تبعيض در نظام اسلامى در شيوه رهبرى تا آنجا پيشرفته است كه به صورت يك شعار براى رهبرى اسلامى درآمده است
«وعلموا انّ الناس عندنا فىالحق اسوةً».٨
[١] . طه، آيه ٥٠.
[٢] .
مائده، آيه ٤٤.
[٣] .
زمر، آيه ٦.
[٤] .
سباء، آيه ٣٥-٣٦.
[٥] .
رك: وسائل الشيعه، ج ١١ ص ٨٠.
[٦] .
نهجالبلاغه، خ ٢١٦.
[٧] . همان، نامه ٥٩.
[٨] . همان، نامه ٧٠.