فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٩ - 1 تنظيم غنايم
شامل همه سلسله مراتب مزبور نبوده و احتمال آن مىرود كه به دليل ديگرى جز رعايت سلسله مراتب نسبى دست به چنين عملى زده باشد، مثلاً از بابت رعايت تعداد افراد هر گروه كه از واحدهاى كوچكتر شروع و به تدريج به گروههاى پر جمعيت پرداخته باشند.
در هر حال اين رويه نه تنها با عدالت و مساوات انطباق ندارد اصولاً بر اساس يك تفكر نژاد پرستانه استوار است كه با ديگر رفتار سياسى پيامبر (ص) و احكام شريعت اسلام سازگار نمىباشد و از سوى ديگر در رفتار على (ع) خلاف آن را مشاهده مىكنيم كه صريحاً در برابر مقرضين كه بهخاطر نسب برتر، طالب امتياز بودند مىفرمود:
«و الله لا اجد لنبى اسماعيل فى هذا الفىء فضلاً على بنى اسحاق» [١]
و نيز در برابر مصلحت انديشان كه امام (ع) را به جذب ناخالصان از طريق امتيازات مالى فرا مىخواندند مىفرمود:
«و الله لو يكون ذلك ما سمر المسير و ما رأيت فى السماء نجما و اللّه لو كانت اموالهم ملكى لساديت بينهم، كيف و انما هى اموالهم» [٢]
و در مورد امتيازهاى معنوى مانند سبقت در ايمان، هجرت و جهاد، امام صادق (ع) فرمود:
«اهل الاسلام هم ابناء الاسلام اسوى بينهم فى العطا و فضائلهم بينهم و بين الله... و هذا هو فعل رسول الله (ص) فى بدو امره». [٣]
در هر حال تنظيم گروههاى مجاهد و ترتيب پرداخت حقوق آنان از غنايم نياز به برنامه و ديوان دارد كه بايد با رعايت اصل مساوات تدوين و اجرا گردد.
شرايط زمانى در نحوه تدوين مقررات مربوط به غنايم و گروهبندى صاحبان اصلى و اشخاص كه با قراردادهاى قبلى مىتوانند از غنايم استفاده نمايند و همچنين چگونگى برخوردارى خانوادههاى شهداء بويژه فرزندان مجاهدانى كه در جبهه جهاد به شهادت رسيدهاند بايد رعايت گردد.
فقها از نيروهاى كادر و ثابت در نظام دفاعى تحت عنوان «مرصد» نام بردهاند و براى آنها در برنامهها و تنظيمات دفاعى، جايگاهى را منظور داشته [٤] و تأمين معاش آنان را از
[١] . رك: وسائل الشيعه، ج ١١ ص ٨١ (بخدا سوگند من براى فرزندان اسماعيل در مقايسه بافرزندان اسحاق در اين فىء امتيازى نمىبينم).
[٢] . همان، ص ٨٠ (اگر اين اموال از آن من بود مساوات را رعايت مىكردم تا چه رسد كه مال آنها است).
[٣] . همان، ص ٨١ (مسلمانان همگى فرزندان اسلامند بايد بين آنها مساوات منظور گردد و امتيازات معنوى آنها بين خود و خدا محفوظ مىباشد و اين همان رويهاى است كه در آغاز پيامبر بدان عمل مىنمود).
[٤] . رك: جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٢١٤، ٢١٥ و ٢١٧.