فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨ - مبحث هفتم پايدارى و سختكوشى
رعايت شئون انسانى نسبت به دشمن، خود بخشى از احسان به دشمن محسوب مىشود.
به هرحال فرامين كلى اسلام، نظير: (إِنَّ اَللّ [١] ٦ [٤] ٨;هَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ اَلْإِحْسٰانِ)١ و (مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اَللّٰهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اِسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقىٰ) [٢] كه احسان را به طور عام و مطلق، دستور الهى و مقتضاى اسلام واقعى معرفى مىكند در مورد دشمن نيز بهگونهاى مناسب مصداق پيدا مىكند.
هر چند احسان، بر حسب مورد، بهگونههاى مختلف، قابل اجراست، لكن در حال بنابر اصل: (وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اَللّٰهَ يُحِبُّ اَلْمُحْسِنِينَ) [٣] احسان در هر شرايطى پسنديده و احسان كنندگان محبوب خدايند و سرانجام، رحمت خدا شامل محسنان خواهد بود.
(هُدىً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ)٤.
دشمن بودن دشمن، مانع از نثار احسان و تعميم آن نيست. زيرا كه چه بهتر بدى با احسان، دفع گردد چنانكه، اين خود دستور قرآن است: (اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) [٥] .
هر چند «عفو» به حقوق خصوصى اختصاص دارد و در حقوق عمومى به شكل فردى نمىتوان اقدام نمود و عفو در حقوق عمومى داراى شرايط و اهليت خاص مىباشد. لكن، با توجه به آيات احسان در قرآن و دستورات اكيد در نصوص اسلامى، احسان، اختصاص به حقوق خصوصى نداشته و در حقوق عمومى نيز جارى و صادق مىباشد. بادقت در نمونه آياتى كه در اين بحث، نقل نموديم، اطلاق و عموم دستور به احسان، به وضوح آشكار مىگردد.
مبحث هفتم: پايدارى و سختكوشى
در بيان لزوم اين اصل در جهاد اسلامى در متون اسلامى از واژههاى مختلفى استفاده شده است كه به ترتيب مورد بحث قرار مىدهيم:
[١] . نحل، آيه ٩٠.
[٢] . لقمان، آيه ٢٢.
[٣] . بقره، آيه ١٩٥.
[٤] . لقمان، آيه ٣.
[٥] . فصلت، آيه ٣٤.