فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٢ - مبحث چهارم وضعيت حقوقى اراضى مفتوحه
اشاره شد درباره سه مسأله اصلى زير مىتوان بررسى وكنكاش نمود:
[١] . اموال مربوط به اهالى و ساكنين اراضى مفتوحه:
اعم از اموال داخل اراضى مفتوحه و يا اموالى كه آنها در خارج از اين سرزمينها نسبت به آنها مالكيت داشته اند.
[٢] . اشخاص ساكنين اين اراضى:
منظور از اشخاص كسانى هستند كه رزمنده نبوده و از اتباع دشمن محسوب مىشوند و يا در حمايت او بسر مىبرند.
٣. اراضىمفتوحه:
اراضى مفتوحه عبارت از كليه سرزمينهايى است كه در اختيار اشخاص حقيقى و حقوقى بوده و در قلمرو دولت شكست خورده قرار داشته است.
مورد اول مربوط به مسأله غنايم جنگى است كه بايد تحت اين عنوان، مورد بررسى قرار گيرد كه اموال خصوصى و يا عمومى دشمن كه در جبهه جنگ در اختيار مسلمانان قرار گرفته چگونه ضبط و نگهدارى و تقسيم شده است؟
مورد دوم مربوط به دو عنوان «سبى» و «اسير» مىباشد كه تاريخ عملكرد مسلمانان فاتح در اين مورد حائز اهميت بسيار مىباشد.
مورد سوم، وضعيت مالكيت اراضى مفتوحه مى باشد كه بخشى از آنها در تاريخ روشن گرديده و بعضى ديگر همچنان در هالهاى از ابهام باقى مانده است. به طوريكه در مواردى مانند بخشى از خاك عراق، ايران و قسمتى از سرزمين افريقا و اروپا هنوز صدق عنوان مفتوحالعنوه١ و اراضى صلح٢ مشخص نگرديده است.
[١] . اراضى مفتوحالعنوه: نظريه فقهاى شيعه را به دليل اتفاق نظر در مورد اراضى مفتوحالعنوه مىتوان چنين بيان كرد: آن نوع اراضى كه در حال جنگ و به صورت قهر و غلبه نظامى و بدون صلح و هر گونه قرارداد به تصرف رزمندگان اسلام درآيد مانند: اراضى سواد (عراق) و شام و در زمان فتح، آباد باشد، اين زمينها متعلق به عموم مسلمانان اعم از رزمندگان و ساير مسلمانان و نيز مسلمانانى كه در آينده به جامعه اسلامى افزوده مىشوند خواهد بود و فقهاى شيعه از اراضى مفتوحالعنوه به عنوان فىء المسلمين ياد كردهاند و آن را غيرقابل فروش دانسته و در صورت فروش، براى امام حق بازگرداندن زمين فروخته شده بر بيتالمال را قائل شدهاند.
اما آن نوع زمينهاى مفتوحالعنوه كه در حال جنگ و فتح، موات بوده و در اختيار كسى قرار نداشته است، متعلق به امام بوده و در مالكيت دولت قرار مىگيرد كه فقهاى شيعه از اين نوع اموال به انفال تعبير مىنمايند، رك: جواهر الكلام، ج ٢١ ص ١٥٧-١٦٩ و وسائل الشيعه، ج ١٣.
[٢] . رك: المبسوط، ج ٢ ص ٢٩. (اگر قرارداد صلحى در مورد سرزمين دشمن مغلوب، منعقد گردد كه زمين موات نيز متعلق به آنان باشد طبق اين شرط، اراضى موات متعلق به خودشان خواهد بود و مسلمانان نمىتوانند اقدام به احياى اين زمينها بنمايند. مفهوم اين نظريه آن است كه كليه زمينهاى آباد و