فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٢ - مبحث دوم علل و عوامل شكست
خدامحورى در تحليل نهايى تهى شدن از توحيد و ايمان به امداد الهى است كه در يك لحظه مىتواند همه پيروزيهاى متكى به اصل توحيد و ايمان را متزلزل و خدشهدار سازد. [١]
مبحث دوم: علل و عوامل شكست
در مبحث اول اين فصل ضمن ارائه تعريف گونهاى از شكست نظامى به برخى از علل و عوامل مؤثرى كه معمولاً موجب شكست در پيكارهاى نظامى مىگردد اشاره نموديم لكن بجز اين عوامل، ممكن است علل و شرايط ديگرى نيز در ايجاد پديده شكست مؤثر باشد كه شمارش دقيق آن حتى به صورت استقراء ناقص، خالى از دشوارى نيست.
بخشى از دشوارى علمى مسأله مربوط به شرايط زمانى حاكم بر جنگ و نيروها و ميادين رزم مىباشد كه معمولاً متفاوت بوده و نمىتوان همه موارد جنگ را با يك چشم نگريست و تحت قواعد ثابت مورد بررسى قرار داد.
جنگهاى ساده صد در صد متكى به نيروى انسانى و قدرت سلاح گذشته با جنگهاى پيچيده متكى به استراتژيهاى نظامى پيشرفته و تكنولوژى رزمى مدرن كاملاً متفاوت و هر كدام داراى شرايط و معيارهاى جداگانه و گاه متضادى مىباشند.
لكن با اين وصف هنوز بسيارى از اصول و قواعد عمومى جنگ كه سالها قبل از ميلاد مسيح تدوين شده است، امروز در كلاسهاى آموزش جنگ تدريس مىشود و اين اصول كلى هنوز هم در تنظيم و تدوين استراتژيهاى كلاسيك نظامى معاصر نقش زيربنايى و محورى را حفظ كرده است.
در هر حال بررسى عوامل مشترك شكستهاى نظامى در دو شرايط زمانى قديم و جديد از يكسو و از سوى ديگر بسيار دشوار مىنمايد ولى دست كم مىتوان در فرصتى اين چنين كوتاه كه در اين فصل از كتاب داريم به مواردى چون:
١. عدم موازنه نيروى كارآمد نظامى.
[١] . رك: تفسير البرهان، ج ٢ ص ١١١ و تفسير درالمنثور، ج ٣ ص ٢٢٣ و تفسيرالميزان، ج ٩ ص ٢١٨ و تفسيرالمنار، ج ١٠ ص ٢٤٣.