فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٥ - مبحث سوم مرورى بر فتوحات اسلامى
شدن آتش فتنههاى داخلى نه تنها پيشروى مسلمانان متوقف گرديد، ناآراميها و شورشهاى مكرر محلى كار اداره متصرفات افريقايى را دچار اشكالات فراوان نمود و از سوى ديگر دولت بيزانس شرقى با اعزام يك ناوگان دريايى با سىهزار نفر نظامى به افريقا، قلمرو فتوحات افريقايى را مورد تاخت و تاز قرار داد و دولت معاويه را كه با فتنه و توطئه به قدرت رسيده بود سخت از پا درآورد.
در سال (٥٥ ه. ق) معاويه با فراخواندن عقبة بن نافع، فرمانده عمليات افريقا و تعيين مسلمة بن مخلد، به حكومت متصرفات افريقايى، يك بار ديگر عمل خيانتبار گذشته خود را تكرار نمود و پس از ضربهاى كه به پيشرفت مسلمانان در افريقا با اعزام عمرو بن عاص، در سال (٣٧ ه. ق) به مصر وارد آورد اين دومين بار بود كه معاويه بهخاطر پاداش دادن به مسلمة بن مخلد، كه او و امويها را در رسيدن به قدرت يارى داده بود [١] افريقا را مانند مصر فداى جاهطلبى خود نمود.
از اين پس ادامه فتوحات اسلامى در افريقا به دست كسانى سپرده شد كه عمليات نظامى آنان با اهداف جهاد اسلامى مباينت داشت و معمولاً فرماندهان با حكومت مركزى شام بر سر غنايم رقابت خصمانهاى داشتند.
بازگشت عقبة بن نافع، در سال (٦٣ ه. ق) به افريقا نتوانست زمينههاى گذشته را براى پيشروى در شمال و غرب افريقا فراهم سازد و نيروى مقاومتى كه متشكل از اروپائيان، بربرها و باقيماندههاى سپاه بيزانس بوجود آمده بود در سال (٦٤ ه. ق) توانست مركز فرماندهى مسلمانان را در قيروان درهم بكوبد. اين حوادث ناگوار در ارتباط با خلافت يزيد بن معاويه و اعمال ننگين او و روى كار آمدن مروانيان و بنىاميه بود [٢] كه قدرتطلبى توأم با بىرحمى آنان را از مصالح كلى اسلام غافل كرده بود.
پس از درهم شكستن قدرت نظامى مسلمانان در افريقا، دولت بيزانس از يكسو بخشى از سرزمينهاى شام را متصرف گرديد و از سوى ديگر نيروى مقاومت در افريقا بر كليه متصرفات اسلامى استيلا يافت.
در سال (٧١ ه. ق) سپاهى به فرماندهى زهير بن قيس، عمليات افريقا را سامان بخشيد
[١] . رك: فنالحرب الاسلامى، ج ٢ ص ١٥٧.
[٢] . رك: همان، ص ١٦٦.