فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٦ - مبحث نهم نمونههايى از شيوه جهاد در فرماندهى امام على (ع)
انديشه و همّى نداشته باشند.
(هر اندازه كه تو به كار آنان توجه بيشتر مبذول دارى موجب آن مىشود كه آنان نيز دل با تو دارند، ارزشمندترين چيزى كه نور چشم حاكمان محسوب مىشود برقرارى عدالت راستين در كشور و آشكار شدن مهر و دلبستگى فرمانروايان نسبت به ملت است. اين نيز آنگاه تحقق مىپذيرد كه دلهاى حاكمان از سلامت و صداقت آكنده باشد و نيز در صورتى خيرخواهى و نظارت نصحآميز مردم امكانپذير خواهد بود كه آنها از كار دولتمردان آگاه و بر عملكرد آنان اشراف داشته باشند و سنگينى حكمرانى آنان را بر گردن خويش احساس نكنند).
ب - امام در رد سخن كسانى كه مديريت صحيح جنگ را با دغلكارى اشتباه مىگرفتند مىفرمايد:
«حتى لقد قالت قريش: ان ابن ابى طالب رجل شجاع و لكن لا علم له بالحرب. لله ابوهم و هل احد منهم اشد لها مراساً، و اقدم فيها مقاماً منى! لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين، و هانذا قد ذرفت على الستين! و لكن لا راى لمن لا يطاع»
. [١](تا آنجا كه قريش گفتند فرزند ابوطالب مردى شجاع است و لكن از دانش جنگ (سياستهاى مكارانه) بىبهره مىباشد. جاى بسى شگفتى است، آيا آنها كه چنين سخنى بر زبان مىآورند در ميانشان كسى هست كه از من به جنگ انس، اشتغال و سابقه بيشترى داشته باشد؟ هنگامى من به جنگ بپاخاستم كه هنوز عمرم به بيست سال نرسيده بود و اكنون كه مىنگريد از شصت سال هم گذشتهام و اما عمده ناكامى من در رابطه با مردمم مىباشد. كسى كه فرمانش اطاعت نمىشود رأى و نظر نافذى نمىتوان داشته باشد).
سخن امام اشاره به ايرادى است كه به روش انسانى و اسلامى امام در جنگها مىگرفتند و منظور از قريش ظاهراً امثال معاويه است كه گرچه مدعى اسلامند ولى از تبار قريش مشركند.
١. يكى از موارد جوسازى دشمن بر عليه شخصيتهاى با فضيلت اين است كه وقتى فضائل روشن آنها را نتوانستند انكار كنند، مكارانه با پوشش و عنوانى زشت و ناپسند فضيلتها را مىپوشانند و از ديدها پنهان مىدارند. ملاحظه كنيد چقدر سياستمدارانه
[١] . نهجالبلاغه، خ ٢٧.