فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٤ - تفسير و تحليل
صحنه تجلى وحدت فقط مشتى استخوان، گوشت و پوست در اندام انسانهاى گرد هم آمده ديده شوند، انتظار حركت، انسجام، هماهنگى و وحدت شايسته، به دور از واقعيت خواهد بود. هر تشكل و وحدت، انسجام و فعاليت مشترك تنها در صورت حضور عينى دلها و آرمانهاى متحد امكانپذير مىباشد و زيربناى امت واحده، وحدت ملى و هر نوع سازماندهى، حضور انسانها در تجلىگاه وحدت ايده، انديشه، نظام و بالاخره رهبرى خواهد بود.
اطاعت خدا عاليترين رمز و شاهد و انگيزه خدمت صادقانه و فعال به مردم است.
رهبرى كه شيوه و عملكردش بر مبناى اطاعت خدا تلاش مىكند تا فرمان خدا را در زمينه استقرار امنيت، عدالت، قسط و رفاه اجرا كند و از اين رهگذر جامعه را به اطاعت خدا فرا خواند و زمينه رشد و شكوفايى استعدادهاى جامعه را فراهم آورد و انسانها را در جهت حركت به سوى كمال مطلق (الله) رهبرى نمايد.
اما پيشوايى كه خدا را نافرمانى مىكند و دستور خدا را در تأمين امنيت، عدالت، رفاه مردم و بازگرداندن راه رشد انسانها، در جهت انحطاط، ستم و فساد تلقى و عمل كند، جاى شگفتى نيست كه مردم با نافرمانى از رهبر خدا ترس و فرمانبردار خدا و با اطاعت از پيشواى تبهكار و عصيان كرده بر خدا، راه تأمين خواستههاى مشروع و انسانى خود را ببندند و به دست خويش، خود را به اسارت دشمنان ددمنش درآورند.
جاى شگفتى نيست كه مردم كوفه از رهبرى امام (ع) سرباز زنند و مردم شام در فرمانبردارى از معاويه آنچنان از خود تلاش مرگبار نشان دهند.
مبادله انسان به انسان - به گونه مبادله درهم به دينار - نشانگر اين واقعيت تلخ است كه وقتى عقايد و بينشها در عمل تجلى نكند و دوگانگى اعتقاد و عمل در انسان پديد آيد، چنين انسان منافقى در كارآيى كمتر از آن انسانى خواهد بود كه از اعتقاد و بينش تهى است ولى به فرمان گوش مىدهد و اطاعت مىكند.
چنين انسانهاى فعال تنها عيبشان در اينست كه در خدمت معاويهها مىباشند، اما اگر در خدمت رهبرى صحيح و در خط خدا باشند مىتوان از آنها انسانهايى چون عمار و مالكاشتر ساخت.
نفاق كه از دو گانگى اعتقاد و عمل پديد مىآيد خود پىآمدهايى به دنبال دارد كه پنج