فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥ - مبحث دوم توصيههاى نظامى در متون اسلامى
سر دشمن و به دنبال گامهاى دشمن قرار دهيد) و بدانيد كه شما جلو ديدگاه خداييد و در كنار پسر عموى رسول خدا. بازگشت به سوى دشمن را تكرار كنيد و از فرار شرم داريد. زيرا كه فرار كردن از جنگ با دشمن، پايانى جز عار، براى بازماندگان و آتش روز حساب ندارد).
اين دستورات جنگى را امام در جنگ صفّين خطاب به سپاهيان خود فرمود، يا در رابطه با آغاز درگيريها و يا در يكى از مقاطع حساس جنگ صفّين كه مىرفت سپاه اسلام پس از ماهها جنگ به پيروزى نهايى نائل گردد. اين مقاطع حساس در جنگ صفّين به نام «ليلةالهرير» معروف است كه سپاه حق در سه جبهه: جبهه راست به فرماندهى مالك اشتر، جبهه چپ به فرماندهى ابن عباس و جبهه مركزى به فرماندهى خود امام (ع)، دست به يك حمله همه جانبه زدند. اين حمله يك شبانهروز يكسره ادامه يافت و آثار شكست در سپاه شام پديد آمد و مقاومتشان درهم شكست.
معاويه در آستانه اين شكست فضاحت بار به حيله تازه متوسل شد و قرآنها بر نيزه كرد و خواهان حكميت شد.
وقتى انسان خود را مستقل مىبيند و نه خدا بلكه فقط خويشتن را مىنگرد، به خود بهايى كاذب مىدهد و از مسؤوليت و خطرهايى كه در راه انجام وظايف وجود دارد، هراسان مىگريزد. ولى آنگاه كه خود را و موضع خويش را در برابر خدا و عظمتش با تمام ابعاد آن مىسنجد - گرچه خود را ناچيز مىبيند - ولى براى خود بهايى عظيم و درست قائل مىشود. زيرا كه مسؤوليتش را پر ارج و بهاى آن را تكامل و بالا رفتن بقرب الله مىداند. بويژه در حال جنگ و جهاد در راه خدا، اين حالت بىشك توان و كارآيى بيشترى به انسان مىدهد و امكان مىدهد كه از تمام نيروهايش بهره بگيرد و در يك مسير متمركز هماهنگ سازد.
براى انجام كار در كوتاه مدت شايد توفندگى خشم و سيل خروشان ناشى از احساسات و عواطف، مفيد و مؤثر باشد، ولى سراسيمگى و از دست دادن كنترل ناشى از اين حالات، سرانجام مانع از آن مىشود كه شخص بتواند از نيروها و امكانات خود استفاده كند و در مقصد خويش كامياب گردد. براى موفقيت در كارهاى مداوم، احتياج به آن چنان آرامش و وقارى است كه بتوان در سايه آن از هدر رفتن نيروها جلوگيرى كرد و