فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٩ - مبحث هفتم پايدارى و سختكوشى
الف - صبر:
در آيات متعدد و روايات بسيار از كلمه صبر براى تأكيد بر پايدارى و استقامت در جهاد استفاده شده است. [١] گرچه صبر در متون اسلامى در معانى ديگرى نيز بكار رفته است، مانند بىتابى نكردن و شكيبايى در برابر شدايد زندگى [٢] و يا مقاومت در برابر هواهاى نفسانى و تمايلات نامشروع [٣] لكن يكى از موارد مهم كاربرد اين واژه در متون اسلامى پايمردى در صحنههاى جهاد مىباشد. صبر و پايدارى در جهاد يك توصيه اخلاقى نيست و طبق موازين علم اصول فقه نظر به ظهور موارد صبر در آيات و روايات در انشاء حكم و استفاده وجوب از اين موارد بايد مفاد اين نصوص را يك اصل الزامى در جهاد تلقى نمود.
ب - استقامت:
استقامت در انجام وظايف، در آياتى چون (فَاسْتَقِمْ كَم [٦] [٤] ٨;ا أُمِرْتَ)٤ و (إِنَّ اَلَّذِينَ قٰالُوا رَبُّنَا اَللّٰهُ ثُمَّ اِسْتَقٰامُوا) [٥] و نظاير آنها مورد تأكيد قرار گرفته است. در روايات نيز استقامت در حق به عنوان لازمه ايمان و شرط بهرهمندى از آثار آن فراوان آمده است٦.
در گفتار امام على (ع) چنين مىيابيم:
«العمل العمل، ثم النهاية النهايه، و الاستقامة الاستقامة»
[٧]. (بر شما باد كار و تلاش بازهم كار و تلاش سپس كار را به پايان رساندن باز هم پايان رساندن كار آنگاه استقامت در حفظ عمل و حراست از آثار و بركات آن باز هم استقامت).
گرچه استقامت در اين متون و منابع اسلامى به معنى عام و تمامى موارد انجام وظيفه و ايفاى مسؤوليتها را شامل مىگردد و به طور خاص در مورد جهاد و صحنههاى جبهههاى رزم وارد نشده است، اما بىشك يكى از مصاديق بارز استقامت به عنوان يك فريضه، صحنه جهاد مىباشد و از آنجا كه جهاد از فرايض مهم و از وظايف مؤكد در شريعت است. به همان ميزان هم، استقامت در آن مؤكدتر و مورد اهتمام بيشتر شرع مىباشد. تناسب مستقيم استقامت و واجبات را مىتوان از آيه: (فَاسْتَقِمْ كَمٰا أُمِرْتَ) استفاده
[١] . از ميان متجاوز از صد آيه كه در زمينه صبر در قرآن كريم آمده بيش از ده مورد آن درباره جهاد مىباشد، مانند آيات: ١١٠ نحل، ٦٥ انفال، ٢٤٩ بقره، ١٤٢ آل عمران و ٦٦ انفال.
[٢] . (وَ اَلصّٰابِرِينَ فِي اَلْبَأْسٰاءِ وَ اَلضَّرّٰاءِ وَ حِينَ اَلْبَأْسِ)، بقره، آيه ١٧٧.
[٣] . حديث معروف، «الصبر صبران صبر عند المصيبة و صبر عند المعصية».
[٤] . هود، آيه ١١٢.
[٥] . فصلت، آيه ٣٠.
[٦] . احقاف، آيه ١٣ و فصلت، آيه ٣٠.
[٧] . نهجالبلاغه، خ ١٧٦.