فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٦ - مبحث دوم مشروعيت اسارت
مفاد آيه: (فَإِذ [١] [٦] [٤] ٨;ا لَقِيتُمُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ اَلرِّقٰابِ حَتّٰى إِذٰا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا اَلْوَثٰاقَ فَإِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّٰا فِدٰاءً)١ بقرينه ذيل همان آيه (حَتّٰى تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزٰارَهٰا) [٢] آن است كه اسير گرفتن اختصاص به جبهه و حالت جنگ دارد و مفهوم «لقاء كفار» شامل هر نوع برخورد نيست بلكه به معنى برخورد در كارزار و جبهه جنگ مىباشد.
دليل ديگر بر اختصاص مشروعيت اسير گرفتن در حالت جنگ آن است كه در آيه ديگر شديداً از اسير گرفتن بدون جنگ نهى شده و اين عمل از شأن انبياء (ص) بدور تلقى گرديده است:
(مٰا كٰانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرىٰ حَتّٰى يُثْخِنَ فِي اَلْأَرْضِ) [٣] .
و در ذيل آيه قبلى هم، بدريان به خاطر اقدام به اسير گرفتن مورد توبيخ قرار گرفتهاند٤.
با اين بيان روشن مىشود كه عدم مصونيت جانى حربى ملازم با مشروعيت اسير گرفتن او نيست و اسارت داراى مفهوم خاصى است كه صدق آن نياز به وقوع جنگ و درگيرى نظامى دارد و هر نوع حربى دستگير شده برخوردار از كليه احكام مربوط به اسير نمىباشد [٥] .
برخى از فقها بين سه عنوان: اسير، سبى و عاجز در مورد دستگير شدگان در حال جنگ فرق گذاشته و گفتهاند٦.
اسيران عبارت از مردان رزمندهاى هستند كه در حال جنگ به دست مسلمانان دستگير مىشوند و سبى به زنان اطفال دشمن گفته مىشود كه در حال جنگ بهدست مسلمانان مىافتند. و عجزه، افراد ناتوانى هستند كه قادر به جنگ نيستند اما در اردوگاه دشمن حضور دارند مانند پيرمردان، نابينايان، افراد فلج، رهبانان و صومعه نشينان.
گرچه در برخى از احكام مانند احسان به دشمن گروههاى نامبرده برابر هستند ولى تأكيدهاى فراوانى كه در مورد اطفال، زنان و افراد سالخورده و روحانيانى كه نقشى در
[١] . محمد، آيه ٤.
[٢] . محمد، آيه ٤.
[٣] . انفال، آيه ٦٧ و رك: كنز العرفان، ج ١ ص ٣٦٤.
[٤] . (لَوْ لاٰ كِتٰابٌ مِنَ اَللّٰهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمٰا أَخَذْتُمْ عَذٰابٌ عَظِيمٌ) انفال، آيه ٦٨.
[٥] . رك: الميزان فى تفسير القرآن، ج ٩ ص ١٣٨ به بعد و تفسيرالمنار، ج ١٠ ص ٩٣ به بعد.
[٦] . رك: آثار الحرب فىالاسلام، ص ٤١٧.