فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٧ - مبحث سوم بعد انسانى در فرماندهى
سيستم فرماندهى مادّيگر در همين محور رخ داده است و شكست فرماندهى هم از همين عامل سرچشمه مىگيرد.
فلسفه هرنوع رهبرى و فرماندهى در اسلام از شناخت انسان سرچشمه مىگيرد و تمامى خصايص آن نيز در رابطه با همين شناخت به دست مىآيد و ويژگى يك فرمانده اسلامى آنست كه انسانشناس است و با همه خصايص او آشناست و شيوه فرماندهى هم متناسب با همين خصايص شكل ميگيرد.
[١] . انسان موجودى است داراى شرافت، كرامت و شخصيت ارزشمند (لَقَدْ كَرَّمْن [٦] [٤] [٨] ;ا بَنِي آدَمَ)١.
[٢] . انسانها همه از يك پدر و مادر آفريده شدهاند (إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثىٰ)٢
[٣] . انسان بمثابه بذر و نهال است (نه ماده خام و خالى) (يٰا أَيُّهَا الْإِنْسٰانُ إِنَّكَ كٰادِحٌ إِلىٰ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاٰقِيهِ)٣.
٤. گرچه بخشى از شخصيت انسان اكتسابى است ولى سرمايه ذاتى مشترك الهى نيز دارد (وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي)٤.
[٥] . انسان موجودى دو بعدى است، داراى مادهاى جسمانى از عنصر خاك و جوهرى روحى از ملكوت جهان (ثُمَّ أَنْشَأْنٰاهُ خَلْقاً آخَرَ)٥.
٦. تفاوت بينشها و اختلاف عقيدهها در ميان انسانها فاصله ايجاد مىكند ولى اين فاصله هرگز عنصر وحدت انسانى و هويت مشترك بشرى را از ميان نمىبرد. (وَ مٰا كٰانَ النّٰاسُ إِلاّٰ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا)٦.
[٧] . اختلاف شكلى و صورى در رنگ، نژاد، زبان و ديگر عناصر مادى ريشه در نظام آفرينش دارد كه معرفتزاست (وَ مِنْ آيٰاتِهِ خَلْقُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاٰفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوٰانِكُمْ)٧.
٨. انسان موجودى است آزاد و با اختيار كه سرنوشت خود را خود مىسازد (فَمَنْ شٰاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شٰاءَ فَلْيَكْفُرْ)٨.
[١] . اسراء، آيه ٧٠.
[٢] .
حجرات، آيه ١٣.
[٣] .
انشقاق، آيه ٦.
[٤] . حجر، آيه ٢٩.
[٥] .
مؤمنون، آيه ١٤.
[٦] .
يونس، آيه ١٩.
[٧] .
روم، آيه ٢٢.
[٨] .
كهف، آيه ٢٩.