فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧ - مبحث اول كليات
فصل اول توصيههاى نظامى
مبحث اول: كليات
تئوريسينهاى استراتژيهاى نظامى معمولاً جنگ را بر مبناى پنج عامل اصلى تجزيه و تحليل مىكنند: «نخستين عامل از اين عوامل، نفوذ روحى و معنوى است، دوم شرايط جوى، سوم زمين، چهارم فرماندهى و پنجم دكترين.
منظور از جمله نفوذ روحى و معنوى اين است كه مردم بايد با رهبران خود رابطه معنوى داشته، با آنها موافق و هماهنگ باشند، به طورى كه بدون اندك واهمهاى از خطرات جانى، در مرگ و زندگى از آنها پيروى كرده، به دنبال آنها بروند.
منظور از شرايط جوى، تأثير متقابل نيروهاى طبيعى، تأثيرات سرماى زمستان و گرماى تابستان بر عمليات نظامى و چگونگى رهبرى عمليات مزبور به مقتضاى فصول است.
مفهومى كه از زمين استنباط مىكنيم، مسافتها، آسان و يا دشوار پيمودن آنها، حالت وسيع و يا فشرده زمين و شانس زندگى و يا مرگى است كه در دسترس ما قرار مىدهد.
مفهومى كه از كلمه فرماندهى وجود دارد، مجموعهاى از صفحات دانش و خرد، انصاف و انسانيت، رشادت و جدى بودن و سرسختى است كه يك ژنرال حتماً بايد