فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١١ - د - استرقاق از ديدگاه مذاهب فقهى اهل سنت
نويسنده كتاب «آثار الحرب» ضمن رد نظريه اجماعى فقهاى اهل سنت مىنويسد:
به قتل رساندن برخى از اسرا در صدر اسلام به دليل شرايط خاص زمانى بوده و اين مسأله مشابه آن چيزى است كه امروز در قوانين بينالمللى در مورد جنايتكاران جنگى اعمال مىگردد. [١]
د - استرقاق از ديدگاه مذاهب فقهى اهل سنت
فقهاى اهل سنت با اتفاق آراء، استرقاق سبايا و اسراى جنگى را براى دولت اسلامى جايز دانستهاند و در پاسخ اين ايراد كه در هيچكدام از آيات قرآن از جواز استرقاق ذكرى به ميان نيامده است گفتهاند: مفهوم (فَشُدُّوا اَلْوَثٰاقَ) [٢] جواز استعباد مىباشد و ابتدا كه مسلمانان در برابر كفار ضعيف بودند اسراى جنگى كشته و يا به بردگى گرفته مىشدند لكن با اقتدار تدريجى اسلام اجازه آزاد نمودن اسيران و يا مبادله آنان به دو كلمه مزبور اضافه گرديد. [٣]
استنباط جواز استرقاق از آيه (فَشُدُّوا اَلْوَثٰاقَ فَإِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّٰا فِدٰاءً) بسيار عجيب به نظر مىرسد. زيرا «شدالوثاق» به معنى استيلاى كامل بر آحاد دشمن و به اسارت گرفتن آنان است و اين معنى هيچگونه ملازمه عرفى و عقلى با استرقاق ندارد و از سوى ديگر «شدالوثاق» در واقع مقسم دو حالت «منّ» و «فدا» مىباشد در حالى كه اگر معنى «شدالوثاق»، استرقاق باشد خود حالت سوم در برابر اين دو حالت محسوب مىشود و قابل تقسيم به دو حالت «منّ» و «فدا» نخواهد بود. بلكه مىتوان گفت كه دلالت آيه بر نفى استرقاق از باب مفهوم حصر معقولتر به نظر مىرسد.
مهمترين دليل در مورد جواز استرقاق اسيران جنگى استناد به عمل پيامبر (ص) است كه گفته مىشود در چند مورد اقدام به استرقاق اسيران نموده است مانند اسراى جنگى هوازن و بنى المصطلق٤ و عمل پيامبر (ص) مىتواند حاكى از مشروعيت مقابله
[١] . رك: دكتر وهبة الزحيلى، آثار الحرب فى الاسلام، ص ٤٣٦.
[٢] . محمد، آيه ٤.
[٣] . رك: نيل الاوطار، ج ٧ ص ٣٠٥ و الناسخ و المنسوخ فى القرآن نحاس، ص ٢٢١.
[٤] . رك: ابن حجر، لسان الميزان، ج ٦ ص ٣٢٤ و صنعانى، سبل السلام، ج ٤ ص ٤٥ به بعد.