فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٦ - تفسير و تحليل
ابلهان و نادانان را از زيان رساندن و تعرض به مردم بازداريد، مگر آنچه كه از روى اضطرار مستثنى نموديم.
من خود به همراه لشگر و پشت سر آنها هستم، بنابراين در مورد ستمى كه بر شما روا مىشود نسبت به هر آنچه كه به دست مىآورند از چيزهايى كه بر آن چيره مىشوند و شما قادر به رفع آن نيستيد مگر آنكه به خدا و به من پناه بريد، شخصاً به خود من مراجعه كنيد و بدانيد كه به يارى خدا آن را چاره نموده و به حالت اول باز خواهم گرداند).
نامه شصتم كه فراز بالا بخشى از آن مىباشد، در حقيقت بخشنامهايست كه امام آن را به منظور تأمين امنيت و حفظ نظم در شهرهايى كه بر سر راه ستونهاى نظامى قرار گرفته بودند و نيز براى مراقبت شديد و انضباط كامل لشگريان صادر نموده است.
خطاب در اين نامه به كليه مأمورين و كاركنان شهرهايى است كه ارتش از قلمرو كار و حوزه مأموريت آنها عبور مىكند.
نامه نشانگر سفارشات اكيد قبلى امام به تمام سربازان و فرماندهان ارتش در مورد حفظ حقوق مردم و خوددارى از تجاوز و آزار كردن مردم و توقعات نابجا از مأمورين و كاركنان حكومتى مىباشد. اين شيوهاى بود كه همواره به هنگام اعزام ستونهاى نظامى مراعات مىشد.
در زمان رسول خدا و حكومت امام، مسائلى از قبيل آغاز به دعوت قبل از دست يازيدن به درگيرى، هدف جهاد و شيوههاى اسلامى آن، مسايل مربوط به مجروحين، اسرا و غنايم، مراعات كليه اصول و موازين اسلامى و انسانى در صحنههاى پيكار و نحوه برخورد با افراد خودى (مسلمان) و دشمن، قبلاً به اطلاع كليه لشگريان مىرسيد و آگاهيهاى لازم در اين گونه زمينهها به سپاهيان داده مىشد.
امام به اينگونه سفارشات اكتفا نكرده، از پيش خود را از ستمها و تجاوزهاى احتمالى افراد سپاه تبرئه و از مرتكبين، برائت مىجويد و همه را بر آن گواه مىگيرد تا دشمنان نگويند كه امام در ستم آنها شريك بوده است.
از آنجا كه سفارش و برائت در عرصه عمل نمىتواند عامل بازدارنده قاطع و تضمين شده باشد، امام سه دستور اجرايى در مورد تخلفات صادر مىكند:
١. مأمورين و كاركنان با همكارى ساير مردم و با استفاده از امكانات موجود بايد