فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥١ - مبحث هشتم رسيدگى به اسراى دشمن
مبحث هشتم: رسيدگى به اسراى دشمن
از آنجا كه اين اصل و قاعده حاكم بر جهاد اسلامى را به طور جداگانه در فصل مربوط به اسيران جنگى مورد بحث قرار دادهايم نيازى به شرح آن در اينجا نيست.
لكن تذكر اين نكته ضرورى است كه رعايت حقوق اسلامى جنگى و حمايت از انسانهاى بى پناهى كه روزى به خاطر جاهطلبى و افزون خواهى سران خود، دستشان به خون بيگناهان آلوده شده و به حمايت از متجاوزان كشانده شدهاند، چهره انسانى جهاد اسلامى را آشكار مىسازد و اين نكته را به اثبات مىرساند كه اسارت در حقيقت، جدا سازى نيروهاى دشمن از اهداف سران متجاوز و كوتاه كردن دست دشمن از تجاوز بيشتر است.
اگر در آيه (وَ اَلَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَى اَلْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ)١، شدت عمل در برابر دشمن توصيه شده است، بدان معنى است كه ياران پيامبر (ص) و همه مؤمنان راستين، داراى موضعى روشن و قاطع در برابر دشمنان هستند و از ترديد و دودلى مبّرا مىباشند.
بى گمان، موضع صريح در برابر دشمن داشتن منافاتى با رعايت حقوق انسانى و رسيدگى انساندوستانه با اسراى دشمن ندارد و به عبارت روشنتر، اسير، با زمين گذاردن سلاح و تسليم شدن، ديگر آن دشمنى نيست كه بايد در برخورد با او به جنگ متوسل شد. او اينك در كسوت اسارت، انسانى است بى پناه و نيازمند به حمايت كه حقوق انسانى او رعايت شود تا به سرنوشت انساندوستانهاى نايل آيد.
تاريخ اسلام در زمينه رفتار با اسيران جنگى، رويه يك نواختى را بازگو نمىكند. لكن آنچه كه در اين ميان، معتبر و قابل استناد است، رفتار با اسيران جنگى در عصر نبوى است كه خالى از تبعيض و تناقض است.
در لابهلاى تاريخ اسلام، بويژه در عصر اموى و عثمانى برخوردهاى خشنى با اسيران جنگى، مشاهده شده كه بعضاً مربوط به مقابله به مثل وبرخى نيز از روحيه خشن و ناسيوناليستى اين دو تبار از حاكمان متكى به قدرت و توسعه طلب، ناشى مىشده است.
به هر حال رفتار سياسى و نظامى اين نوع حاكمان در تاريخ اسلام، عارى از
[١] . فتح، آيه ٢٩.