فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٥ - تفسير و تحليل
كنيد عدالت را مستقر سازيد. زيرا كه عدالت به تقوى كه شعار شماست نزديكتر است.
دست يازيدن دشمن به حمله به شهرها و تهاجم به مردم و چپاول اموال آنها و تعرض به حقوق آنها نبايد بهانه عمل مشابه باشد. زيرا طرف اين نوع مجازات مردم بىدفاع هستند. لذا اين عمل چه از جانب جبهه حق و چه از جانب جبهه باطل محكوم مىباشد.
گاه دشمن با چنين عمليات تجاوزكارانه، ابتكار عمل را به دست مىگيرد و جبهه حق را به اتخاذ شيوههاى انحرافى وادار مىكند و از اين رهگذر بهانه و مجوزى براى اعمال انسانى خود به دست مىآورد و حداقل از نظر تبليغات، واقعيات را وارونه و جبهه حق را متجاوز و مهاجم قلمداد مىنمايد.
چه بسيار كه دشمن حيلهگر با كشاندن نيروهاى مدافع و به درگيريهاى موضعى و انحرافى، نقاط حساس و مورد نظر خود را از نيروى دفاعى خالى و فرصت كافى براى حمله و وارد كردن ضربات مهلك فراهم مىآورد. آن چنانكه وقتى سربازان كميل براى هجوم به شهر قرقيسيا سرگرم مىشوند، شهر و پاسگاههاى تحت فرماندهى كميل، فاقد دفاع فعال مىشود و طعمه سهل الوصولى براى دشمن مهاجم مىگردد.
ى - مراقبت شديد از ستونهاى اعزامى:
«و قد اوصيتهم بما يجب للّه عليهم من كف الاذى، و صرف الشذى، و انا ابرأ اليكم و الى ذمتكم من معرة الجيش، الا من جوعة المضطر، لا يجد عنها مذهبا الى شبعه. فنكلوا من تناول منهم شيئاً ظلماً عن ظلمهم، و كفوا ايدى سفهائكم عن مضارتهم، و التعرض لهم فيما استثنيناه منهم. و انا بين اظهر الجيش، فارفعوا الى مظالمكم، و ما عراكم مما يغلبكم من امرهم، و ما لا تطيقون دفعه الا بالله و بى، فانا اغيره بمعونة الله، ان شاء الله»
. [١](بر سپاهى كه بر شما گذر خواهند نمود توصيه كردهام به چيزى كه خدا بر آنها واجب كرده است، كه از آزار مردم و رنج دادن به آنها خوددارى نمايند. من شما و همه آنها را كه در پناه شمايند گواه مىگيرم كه نسبت به زيانها و آزارهاى افراد ارتش بيزارم، مگر گرسنهاى كه از روى ناچارى براى رفع گرسنگى اضطرارى از مال كسى استفاده كند و راه ديگرى جز اين براى سير كردن شكم خود نداشته باشد. شما خود هركس را كه ديديد از مال كسى به ستم چيزى گرفت از ستم بازداريد و به سزايش برسانيد. دستهاى تجاوزگر
[١] . نهجالبلاغه، نامه ٦٠.