فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٢ - مبحث دوم نظام امامت و مديريت جهاد
در صورتى كه در اسلام ايمان متكى به منطق و باور برخاسته از تفكر آزاد كه عقل حاكميت آن را بر همه عرصههاى خود پذيرفته باشد، محور و پايه قدرت فرماندهى است كه هر احساس و يا باور تحميلى و يا زودگذرى كه بر موجهاى تبليغات، مهرها و كينهتوزيهاى موقت و موسمى وابسته است.
ب –
عقيدهاى كه مىتواند از چنين خصلتى نافذ و با قدرت برخوردار باشد تنها ايدئولوژى اسلامى و عقيده توحيدى است كه مكتب رهايى بخش اسلام مبين آن مىباشد (إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّٰهِ الْإِسْلاٰمُ).
هم اكنون تجلى قدرت نشأت گرفته از ايدئولوژى اسلامى را مىتوان در عمليات اعجابآميز جبهههاى حق بر عليه باطل به وضوح مشاهده نمود و نيز آثار آن را در صحنههاى عمليات خيرهكننده لبنان مسلمان كه پيكارى عظيم را بر عليه نفوذ استكبار آغاز كرده است پيگيرى كرد.
در نظام مديريت و فرماندهى اسلامى، بيشترين حجم قدرت از ايمان سرچشمه مىگيرد و فرماندهان بايد قدرت مديريت خود را بر پايههاى ايمان خود و ايمان نيروهاى رزمنده استوار سازند.
مبحث دوم: نظام امامت و مديريت جهاد
رسالت فرماندهى در امامت و ولايت فقيه، تطبيق دادن كامل اراده، تفكر و تمايلات خود و نيروهاى مسلح با اراده و فرمان و حاكميت خداست و به همين دليل فرمانده داراى دو پيوند عميق مىباشد، از يكسو با خدا و پيوند اعتقادى با مكتب كه او را از اغراض شخصى و منيّت خارج و به يك هويت مكتبى و حل شده در مكتب تبديل مىكند و از سوى ديگر پيوندى با مردم دارد كه اراده نظامى او را جوشيده از مردم و زندگيش را براى مردم و او را وقف جامعه مىسازد.
فرماندهى در اين طرح براى خود در برابر خدا هيچگونه استقلال و شخصيت و اراده متمايزى قائل نيست، فقط اراده خدا و شخصيت مطلوب خداست كه در وجود وى