فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦ - مبحث ششم احسان به دشمن
گونههاى ديگر جبران و يا خنثى سازى شود و از سوى ديگر، از نقطه نظر اعتقادى اين خود يكى از موارد و امدادهاى غيبى الهى است كه بارها در قرآن به مؤمنان وعده داده شده كه خداوند با نصرتهاى خود اين كمبودها را جبران و اعمال متعهدانه و خالصانه بندگان صالحش را هرچند اندك و توأم با كمبودها باشد تكميل و به ثمرات و بركات خواهد رسانيد و اين خود يكى از معانى واژه قرآنى «تكفير سيئات» و «اصلاح بال» است كه در آيه دوم سوره محمد (ص) بشارت داده شده است.
در هر حال از مجموع دستوراتى كه در متون اسلامى در زمينه متوقف كردن جنگ تا شروع حمله از طرف دشمن ديده مىشود مىتوان چنين نتيجه گرفت در رسيدن به اهداف جهاد، استفاده از راهحلهاى ديگر غير از جنگ اولويت دارد و گوياترين كلام در اين زمينه تأكيد امام على (ع) به يكى از فرماندهان است كه فرمود:
«و عليك بالتأنى فى حربك و اياك و العجلة الا ان تمكنك فرصه».
بىشك هنگامى كه فرمانده سپاه اسلام طبق اين دستور العمل تأنى مىكند و از شتابزدگى پرهيز مىكند هر لحظه كه مىگذرد زمان جنگ كوتاهتر مىگردد و شايد در لابلاى تأنىها راه حل بهترى براى دسترسى به اهداف جهاد پيدا شود و از كشتار و خونريزى كاسته شود و بجاى اين كه انسانى كشته شود هدايت گردد.
مبحث ششم: احسان به دشمن
اين يكى از جالبترين اصول و قواعد جنگى است كه در قرآن در ذيل آيات قتال مورد تأكيد قرار گرفته است كه: (وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اَللّٰهَ يُحِبُّ اَلْمُحْسِنِينَ)
. در هر حال احسان و انسان دوستى را فراموش نكنيد و در حق دشمن از آن مضايقه ننماييد.
علامه طباطبايى (ره) در تفسير اين آيه مىنويسد:
خداوند كلام خود را در اين آيه، درباره جنگ با اين سخن به پايان رسانده است كه با دشمن به نيكى و احسان رفتار نماييد. لكن معنى اين آيه آن نيست كه دست از جهاد بكشيد و دشمنان را به حال خود رها سازيد بلكه منظور از احسان در اين آيه آنست كه