فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٤ - مبناى امتياز اسيران جنگى در بينش اسلامى
اقدام كننده به جنگ است كه بايد به تناسب اقدامات انجام گرفته متحمل مسؤوليتهاى ناشى از جنگ گردد و در اين ميان افراد نيروهاى مسلح شركت كننده در جنگ عارى از مسؤوليتهاى جنگى خواهند بود.
اين توجيه نيز بمثابه آن است كه در يك باند سرقت تنها سركردههاى باند را مسؤول سرقتهاى انجام گرفته بدانيم و افرادى را كه جرم سرقت توسط آنها انجام گرفته را بىگناه بشناسيم.
بر اساس تفكر حاكم بر اسناد موجود در زمينه حل و فصل اختلافات بينالمللى تنها توجيهى كه در مورد امتيازات حقوقى اسيران جنگى مىتواند معقول و منطقى تلقى شود آن است كه فقط نيروهاى مسلحى كه به اجبار به جبهه جنگ آورده شده و توسط طرف مقابل دستگير شدهاند را اسير جنگ بدانيم و كليه افراد داوطلب و يا اعضاى ثابت نيروهاى مسلح كه با اراده خود به جبهه گسيل شدهاند را مجرم شناخته و مشمول رژيم جنايات جنگى بدانيم.
در هر حال جرم تلقى كردن جنگ از يك سو و اعمال رويههاى انساندوستانه و بدون مجازات گذاردن مرتكبين جرم در واقع به معنى لوث نمودن جرم و يا فدا كردن نظم، امنيت و عدالت در سطح بينالمللى در مقابل عواطف انساندوستانه كسانى است كه به دور از صحنههاى جنايات ناشى از جنگ به قضاوت مىنشيند.
بىشك در مجازاتها بايد اصول انساندوستانه رعايت شود و مجازات مجرمين بر اين اساس تنظيم و اجرا گردد كه مجرمين هم انسانند لكن هدفهاى اصولى قوانين و مقررات كه حفظ نظم، امنيت و عدالت است هرگز نبايد قربانى خواستههايى تحت عنوان انساندوستى گردد.
مبناى امتياز اسيران جنگى در بينش اسلامى
در بينش حقوقى اسلام خصايص معنوى خود عنصرى مؤثر در كنار اهداف مادى چون نظم، امنيت و عدالت به شمار مىروند، همانگونه كه وقتى مجرم بيمار است از امتيازات خاصى برخوردار مىشود و اين نوع خصايص معنوى كه در موارد بسيارى بر اصول خشك و بىروح عدالتخواهى حاكم مىگردد چيزى جز مسأله انساندوستى است كه در