فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٣ - مبحث سوم اسير جنگى كيست
اگر اين نگرش بدرستى مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد به اين نتيجه منتهى مىشود كه اصولاً جنگ يك اقدام مجرمانه و تبهكارانه نيست و چيزى مانند معالجه بيمار است كه گاه منتهى به مرگ بيمار مىگردد و به همين دليل است كه پزشك به دليل مردن بيمارش تحت عمل جراحى او مجازات نمىشود و جرايم پزشكى مانند جنايات جنگى ضوابط خاصى دارد كه برخواسته از تفاوتهاى اصولى بين اعمال پزشكى و جرايم پزشكى است.
اين نوع بينش حقوقى كه گفته مىشود در معاهدات بينالمللى نيز متجلى گرديده [١] در واقع به معنى مشروعيت دادن به جنگ به عنوان يك اقدام ويژه لازم در روابط بينالملل مىباشد؛ همانگونه كه برخى از تحليلگران، پديده جنگ را از ديدگاههاى مختلف به عنوان يك ضرورت بينالمللى تلقى مىنمايند. [٢]
در صورتى كه مبناى حقوق بينالملل معاصر و همه ميثاقها و كنوانسيونهاى بينالمللى بويژه منشور ملل متحد محكوم نمودن جنگ به عنوان يك راه حل براى حل مخاصمات بينالمللى است و به گفته شارل روسو كليه اسناد بينالمللى، جنگ را عملى غير مشروع به شمار آورده است. [٣]
مفهوم حقوقى نامشروع بودن جنگ آن است كه كليه اقدامات مسلحانه به عنوان اعمال مجرمانه تلقى گردند و براى هر كدام از آنها مانند جرايم عادى به تناسب ماهيت جرم، مجازتهاى لازم در نظر گرفته شود و اصولاً فرقى بين اقدامات مسلحانه و عمليات جنگى و آنچه كه امروز تحت عنوان جنايات جنگى مطرح مىشود وجود نداشته باشد.
در غير اين صورت هر كدام از اعمال مجرمانه مىتواند توجيه خاص خود را داشته باشد. فىالمثل رژيم سرقت به عنوان يك پديده اقتصادى و راهى براى كسب درآمد مطرح شود كه افراد صرفاً به خاطر انگيزه كسب درآمد و تأمين معاش نه با اهداف تبهكارانه و اقدام بر عليه امنيت و نظم عمومى به آن دست مىيابند و نتيجه اين تفكر آن است كه دزدان فقط بازداشت و به طور انساندوستانه نگهدارى مىشوند و جز اين، هيچگونه مجازاتى را متحمل نمىگردند و به اين ترتيب مجازاتها، حالت بازدارنده خاصيت خود را از دست مىدهند مگر آنكه گفته شود مسؤول و مجرم اصلى دولت
[١] . همان.
[٢] . رك: مبحث پديده جنگ در همين كتاب.
[٣] . رك: شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج ١ ص ٧.