فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٣ - مبحث اول ممنوعيت سلاحهاى كشتار جمعى
فصل سوم جنايات جنگى در فقه اسلام
مبحث اول: ممنوعيت سلاحهاى كشتار جمعى
بحث بر سر مسائلى چون خلع سلاح، محدود كردن تسليحات، كاهش توليد ابزار نظامى و حذف سلاح، عليرغم طرح آنها توسط بشر دوستان خيرخواه و يا فرصتطلبان انحصارجو، لكن در عمل همواره با مخالفتها و كارشكنيها همراه بوده و با توجيهات و تفاسيرى چون ضرورت حفظ امنيت بينالمللى و نيازهاى مبرم به دفاع ملى، مورد مناقشه قرار گرفته است. تا آنجا كه جمله «تا حد لازم براى امنيت داخلى كشور» كه در برخى از اسناد بينالمللى آمده است تفسيرهاى گوناگونى ارائه شده است تا چه رسد به عبارت «متخاصمين حق ندارند هر وسيلهاى كه دلشان مىخواهد براى اضرار به دشمن بكار برند» كه در ماده ٢٢ عهدنامه لاهه به سال ١٩٠٧ آمده و به نحوى در پروتكل الحاقى به سال ١٩٧٧ بدان تأكيد شده است و در عمل حتى در حد يك اندرز اخلاقى در صحنههاى جنگهاى قرن اخير بكار نرفته است.
عليرغم فعاليتهاى درخور تحسينى كه تا قبل از جنگ جهانى اول در زمينههاى مختلف خلع سلاح عمومى ديده مىشد، پس از دو جنگ جهانى، اين فعاليتها و مذاكرات، ديگر براى فاتحان جنگ ارزش گذشته را نداشت.