فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧١ - تفسير و تحليل
دقت در منطق بهانهجويى ما را به اين نكته جالب متوجه مىسازد كه بهانه جويان با پيشنهاد حق به جانب تأخير انجام وظيفه به فرصت مناسبتر و درخواست مهلت، زمينه را براى هر نوع اقدام جدى منتفى مىكنند و در نتيجه وظيفه قبلى، جاى خود را به مسؤوليت جديدى مىدهد كه در برابر آن نيز متوسل به بهانه جديدى مىشوند كه با پيشنهاد مهلت، مىتوان زمينه انجام آن را نيز منتفى نموده و خود را در برابر مسؤوليت جديد و بهانه جديدتر آماده كرد.
بهانه مهلت خواستن، به عافيتطلبان اين امكان را مىدهد كه عملكرد خود را در صورت انجام گرفتن مسؤوليت و وظيفه مورد نظر و هم در صورت عدم موفقيت توجيه نمايند.
س - بنبستها و مشكلات فرماندهى مكتبى:
«فان اقل يقولوا: حرص على الملك، و ان اسكت يقولوا: جزع من الموت! هيهات بعد اللتيا و التى! و الله لابن ابى طالب انس بالموت من الطفل بثدى امه، بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشية فى الطوى البعيدة»
. [١](اگر لب به سخن بگشايم مىگويند بر حكومت حرص مىورزد. اگر ساكت شوم مىگويند از مرگ هراسيد. چه دور است اين سخنان از من بعد از اين تجربه و سابقه طولانى من. سوگند به خدا پسر ابوطالب به مرگ مأنوستر است از كودك به پستان مادر.
بلكه من به عمق علم پنهانى رسيده و در درون اسرار قرار گرفتهام كه اگر آنها را آشكار كنم، چون ريسمانى كه در چاهى عميق به اين سو و آن سو در اضطراب است، به تشويش خاطر و دگرگونى و لرزه مىافتيد).
اكثر شارحين نهجالبلاغه اين كلام امام را در رابطه با جريان انحرافى پس از رحلت پيامبر اسلام دانستهاند كه منجر به خارج شدن خلافت از دست امام (ع) گرديد. امام در آن شرايط مىدانست كه اقدام براى گرفتن حق مسلمش خطرات فراوانى را براى اسلام ببار مىآورد. اين خطرات عبارت بودند از: ايجاد جنگ در مدينه مركز اسلام، ايجاد دو دستگى بين دو گروه از مسلمانان و در نهايت نابودى و از بين رفتن اسلام. به همين دليل
[١] . نهجالبلاغه، خ ٥.