فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤١ - 5 فقدان هويت و از درون متلاشى شدن
جايگزين كردن هدفهاى مادى و انحرافى در خط مشىهاى جهادى بارها براى مسلمانان شكست آفريده است. [١]
٥. فقدان هويت و از درون متلاشى شدن
پايبندى به اصول مترّقى و قدرت آفرين به همان اندازه كه مىتواند عامل مؤثرى براى پيروزيهاى نظامى تلقى گردد به نوبه خود مىتواند آسيبپذيرى خط مشىهاى نظامى متكى به آن اصول را نيز به دنبال داشته باشد.
هنگامى كه اين اصول جاى خود را به تمايلات و كششهاى مخالف آن بدهد فى المثل روحيه مقاومت و سختكوشى جاى خود را به رفاهطلبى بدهد و يا تلاش علمى در پيشبرد تحقيقات علمى جاى خود را به لذت جويى بسپارد، كاخ پيروزيهاى متكى بر قامت رساى اين اصول يكباره فرو خواهد ريخت و در حقيقت فروپاشى از درون اتفاق خواهد افتاد.
اين روند منفى را در سرنوشت پيروزيهاى مبتنى بر تمدن و تكنولوژى غرب مىتوان پيشبينى نمود.
شايد در ميان عوامل شكست نظامى و مصاديق آن به عاملى مؤثرتر از اين نتوان دست يافت. عاملى كه همواره در تاريخ بشر فاجعه آفريده و پيروزيها را به شكستهاى خفتبار مبدل ساخته است.
حتى نمونههاى آن را در تاريخ اسلام نيز به وضوح مىتوان ديد. قرآن موردى از اين نوع شكست را در آيه ٢٥ سوره توبه چنين بيان مىكند:
(إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا).
از مشاهده كثرت نيروهاى رزمنده جبهه خود به عجب و خود بزرگبينى دچار گشتيد و سرانجام فراوانى نيروها براى شما سودى نداشت.
حالت عجب بجاى اتكاء به خدا و احساس بىنيازى به اميد، نيروى مادى بجاى نيروى سرشار معنوى ايمان و بالاخره جايگزين كردن اصل خودمحورى بجاى
[١] . مواردى از شكست مسلمانان در برابر بيزانس و نيز شكست امپراطورى عثمانى را مىتوان به اين صورت مورد تجزيه و تحليل قرار داد.