فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٢ - مبحث هشتم تاكتيكهاى جنگى
اين است كه به انتظار خبر بنشينم و اعلام موضع را تا آن زمان به تأخير بياندازم. پس شما ياران به راه بيافتيد اما با آرامى و مدارا. من شما را از آماده شدن باز نمىدارم و آمادگى پنهان شما را مكروه نمىشمارم». [١]
در روزهاى نخستين خلافت امام، تمامى شواهد و شرايط نشان مىداد كه معاويه هرگز با تسليم در برابر خلافت امام، آن همه قدرت و شخصيت كاذبى را كه در شام براى خود ساخته بود به مخاطره نخواهد افكند. به همين علت ياران امام اصرار مىورزيدند كه هرچه زودتر امام با اعلان جنگ با معاويه آنها را براى جنگ با قاسطين بسيج نمايد.
ولى از آنجا كه امام روشهاى سياسىاش اختصاص به مقطع تاريخى او نداشت و به عنوان يك ضابطه سياسى در تعيين خط مشىهاى آينده مورد استفاده قرار مىگرفت، لازم ديد كه براى آخرين بار با فرستادن پيامى موضع معاويه را عليرغم فريبكارىهاى او براى همگان مشخص كند و با اين اتمام حجت عذر خود را در عكسالعملى كه در برابر پاسخ معاويه به مردم بايد نشان بدهد و نسلهاى آينده را تفهيم نمايد.
امام، جرير بجلى را كه در زمان حكومت عثمان فرماندار اطراف همدان بود و اينكه براى ابراز وفادارى به امام به كوفه آمده بود، با پيشنهاد خود جرير، براى رسانيدن پيام به معاويه انتخاب و به شام فرستاد و تأكيد فرمود كه اين نكته را به معاويه تفهيم كند كه او در شرايطى نيست كه مردم او را به عنوان خليفه و يا استاندار شام بپذيرند.
انتخاب جرير، با وجود مخالفت شخصيتهايى چون مالكاشتر، بدان جهت بود كه معاويه پيام امام را از دست كسى دريافت مىكرد كه موقعيتى مشابه خود او داشت. جرير مىتوانست موضع خود و اعلام وفاداريش به امام و علل آن را به معاويه تفهيم كند.
بهعلاوه با حالت انعطافى كه داشت، مىتوانست مذاكرات را بيشتر ادامه دهد و بهتر اداره كند.
جرير در درگيريهاى بعدى كه به وجود آمد موضع بىطرفى اتخاذ كرد و به نفع هيچكدام از طرفين جنگ فعاليتى انجام نداد و نشان داد كه عنصرى از جنگ گريزان است. مىبينيم كه امام حتى در انتخاب پيام رسان نيز از كوشش لازم در جهت از بين بردن زمينه جنگ فروگذارى نكرد.
[١] . نهجالبلاغه، خ ٤٣.