فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٧ - مبحث دوم مشروعيت اسارت
جنگ ندارند در منابع اسلامى به عمل آمده و در گذشته به برخى از آنها اشاره شد؛ ناگزيز بايد احكام دو گروه دوم و سوم را از مقررات مربوط به اسيران جدا نمود و بحثهايى كه ما در اين فصل در مورد اسيران جنگى مورد بررسى قرار مىدهيم شامل دو گروه دوم و سوم نمىگردد.
در هر حال دو گروه نامبرده دستگير شده در حال جنگ از حقوق مربوط به اسيران به طريق اولويت برخوردار مىشوند و لكن اگر كشتن اسير در موردى تجويز شود هرگز در مورد اين دو گروه صادق نخواهد بود.
در مورد سرنوشت اين دو گروه مانند سرنوشت اسيران در بحثهاى آينده گفتگو خواهيم داشت.
[٢] . زمان اسير گرفتن: مفاد آيه: (م [١] ٦ [٤] ٨;ا كٰانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرىٰ حَتّٰى يُثْخِنَ فِي اَلْأَرْضِ)١ عدم مشروعيت اسير گرفتن از نيروهاى رزمنده دشمن تا پايان درگيرى است به اين معنى كه تنها پس از پايان عمليات جنگى است كه مسلمانان مىتوانند نيروهاى دشمن را به اسارت بگيرند.
زيرا «اثخان» در اين آيه به عنوان زمان آغاز اسير گرفتن ذكر شده و معنى اثخان در لغت سعى و تلاش و كارى را به پايان رساندن است٢ و مفسران در تفسير آيه گفتهاند:
براى هيچ پيامبرى شايسته نيست كه تا كار جنگ را به پايان نرسانيده و تلاش همه جانبهاى را براى دفع دشمن بكار نگرفته است به گرفتن اسير از دشمن بپردازد بايد اين تلاش همه جانبه در كار رزم و عمليات نظامى بگونهاى باشد كه دشمن را وادار به شكست، يا تسليم و يا از دست دادن توان رزمى خود بنمايد [٣] .
ذيل آيه مذكور: (تُرِيدُونَ عَرَضَ اَلدُّنْيٰا وَ اَللّٰهُ يُرِيدُ اَلْآخِرَةَ وَ اَللّٰهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ).٤
نشان مىدهد كه در ديدگاه قرآنى اسير گرفتن با اهداف جهاد سازگار نيست معمولاً به دلايل زير اقدام به گرفتن اسير مىشود:
[١] . رك: ابن اثير، النهايه و جوهرى، صحاح و ابن منظور، لسانالعرب، ماده ثخن.
[٢] . همان.
[٣] . رك: تفسير مجمع البيان، ج ٤ ص ٥٠٨ و تفسير تبيان، ج ٥ ص ١٨٢ و تفسير الميزان، ج ٩ ص ١٣٧ و تفسير فخر رازى، ج ١٥ ص ١٩٦ و تفسير روح المعانى، ج ١٠ ص ٣٣ و تفسير المنار، ج ١٠ ص ٨٣.
[٤] . انفال، آيه ٦٧.