فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢١ - مبحث اول مديريت نظامى و فرماندهى
است از يك سلسله عناصر مادى نام مىبرند كه عمدتاً به قرار زير مىباشد.
١. نيروى انسانى كه بدنه تشكيلات نظامى، عمليات و قدرت فرماندهى محسوب مىگردد.
٢. منابع طبيعى كه امكانات بيشترى را در اختيار فرماندهى قرار مىدهد.
٣. اطلاعات كسب شده از دشمن و اوضاع و شرايط حاكم كه قدرت مديريت و تصميمگيرى را به ميزان قابل توجهى بالا مىبرد و نيل به پيروزى را سهل مىگرداند.
٤. وضع جغرافيايى و محيط فيزيكى عمليات نظامى كه نقش مؤثرى در فرماندهى و پيروزى آن دارد.
٥. ديپلماسى فعال نيز به نوبه خود از عناصر قدرت فرماندهى محسوب مىگردد.
٦. تكنولوژى و بهرهگيرى از امكانات علمى كه حجم توان فرماندهى و سطح كارآيى آن را تا سرحد تفوق چشمگير نظامى و پيروزيهاى سرّى بالا مىبرد.
٧. عادت، سنن ملى، شخصيت و روحيه متكى به خصايص و هويتهاى قومى و ملى.
در نظام فرماندهى ومديريت نظامى اسلام از همه اين عوامل (البته به گونه صحيح و بر اساس معيارهاى اسلامى) بهره گرفته مىشود و ما نمونههاى بارزى از شيوههاى مختلف استفاده از اين عناصر را در فرماندهى نظامى شخص پيامبر اسلام (ص) در غزوات و نيز در فرماندهى اميرالمؤمنين على (ع) در جنگهاى صفين، نهروان و جمل مشاهده مىكنيم.
ولى مهمترين عنصرى كه فرماندهى اسلامى بر آن تكيه دارد و عمدهترين منبع قدرتى كه محور اصلى مديريت نظامى در اسلام محسوب مىشود، عنصر ايمان و ايدئولوژى است، گرچه امروز ارتشهاى بزرگ جهان و تئوريسينهاى نظامى به اهميت و نقش كارساز ايدئولوژى پى بردهاند و آن را در رديف عناصر تشكيل دهنده قدرت به حساب آوردهاند ولى درنظام نوين اسلامى در مديريت و فرماندهى نقش ايدئولوژى از دو نظر متمايز و قابل توجه و در مقايسه با ديدگاههاى معاصر متفاوت مىباشد.
الف –
از نقطه نظر مفهوم ايدئولوژى كه گاه به مفهوم اعم آن به كليه عوامل معنوى اطلاق مىگردد و هر نوع باورى كه به هر وسيلهاى به نيروهاى رزمنده و تشكيلات نظامى القا گردد، ايدئولوژى ناميده مىشود.