فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٦ - اراضى موات مفتوحالعنوه
به امام - از اهل بيت من - بپردازد، او مىتواند تا زمان قائم (ع) كه از اهل بيت من مىباشد و قيام به سلاح مىنمايد، از زمينهايى كه آباد كرده بهرهبردارى نمايد.
قائم ما كليه اين اراضى را در اختيار خواهد گرفت، آنگونه كه رسول خدا (ص) عمل نمود. مگر آن زمينهايى كه در اختيار شيعيان ما قرار دارد كه با آنان بر سرزمينهايى كه در اختيار دارند قرارداد خواهد بست و بدستشان خواهد سپرد». [١]
فقهاى شيعه به پيروى از اينگونه روايات از اهل بيت (ع) حكم اراضى موات مفتوحالعنوه را با مطلق اراضى موات بالاصاله و نيز اراضى آبادى كه تبديل به موات شده و همچنين اراضى آبادى كه صاحبانشان آنها را رها نموده و يا وارث ندارند و يا صاحبانشان ناشناخته هستند و همه اين موارد را يكسان دانسته و همه را در مبحث انفال آوردهاند. [٢] و بعد از حكم به مالكيت امام، نسبت به اين اراضى بر اصل و قاعده:
«الارض لمن احياها»
به اتفاق نظر رسيدهاند.
بنابراين قاعده، زمينهاى موات در زمان غيبت، در صورت انجام عمليات عمرانى روى آنها، به تملك احياء كننده در خواهد آمد لكن اين حكم كلى از چند نظر قابل مناقشه و تقييد مىباشد:
١. در صورت امكان كسب اجازه از امام (ع) يا قائم مقام امام چه در زمان حضور و يا در زمان غيبت لازم است احياء اراضى موات مقرون به اذن امام و دولت اسلامى باشد.
زيرا اصل حرمت تصرف در مال ديگرى بدون اذن او از بديهيات فقه اسلامى است و اگر در برخى از روايات حكم واگذارى زمينهاى موات به احياء كننده آن مطلق بيان شده مانند:
«من احيى مواتاً فهو له» [٣]
خود متضمن اذن در تصرف در زمان خود مىباشد و چون ارباب حكم ولايى است شامل همه زمانها نخواهد بود. [٤]
٢. اراضى مواتى كه با احياء تملك مىشود بايد بگونهاى باشد كه علائم و شواهد بر آباد بودن قبلى آن وجود نداشته باشد.
[١] . همان.
[٢] . رك: شيخ انصارى، كتاب الخمس، (جزء ١١ از آثار شيخ) ص ٣٤٧ به بعد.
[٣] . رك: وسائل الشيعه، ج ١٧، باب اول از ابواب احياء الموات، حديث ٥.
[٤] . در برخى از روايات احياء موات به دنبال جمله: «الارض لمن احياها» كليه باذنه نيز آمده است.