فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٥ - مبحث سوم بسيج نيروهاى رزمنده
امام صادق (ع) فرمود [١] : خداوند به چيزى افضل و برتر از اداء حق مؤمن پرستش نشده است. روايات در اين زمينه بقدرى زياد و مؤكد است كه نقل همه آنها ما را از بحث اصلى و ادامه آن باز مىدارد و چند نمونه فوقالذكر مىتواند طرز فكر اسلامى و روح دستورات اسلامى را در اين زمينه واضح و روشن گرداند، چنانكه با مراجعه به رساله حقوق منسوب به امام زينالعابدين (ع) [٢] مىتوان حقايق روشنتر و معارف عاليترى آشنا شد. لذا چنين قراردادى هرگز خارج از اراده و اختيار فرد نمىتواند باشد و روى اين اصل پيوند ملّيت، همواره ناشى از خواست زندگى جمعى خواهد بود.
افزون بر عواملى كه گفته شد، اسلام با استفاده از مميزات ذاتى انسان كه در دو موهبت تعقل و فطرت خلاصه مىشود، اركان وحدت و پيوند ملى را تحكيم و تعميق بيشترى بخشيده و با اين دو خصلت ذاتى آن را تضمين نموده است: تعقل همان عنصرى است كه به انسان كرامت و احترام خاص بخشيده و وى را براى هرگونه تعالى، ترقى و اكتساب هر نوع كمالات وارزشها آماده نموده است و فطرت نيز عبارت از مجموعه خصايصى است كه در زندگى شايسته مقام انسانى نقش اساسى و شالوده را داشته و به طور ناخودآگاه بشر را رهبرى مىكند.
با اين تفاوت كه استفاده انسان از موهبت عقل، بيشتر اختيارى است. در صورتى كه بهرهبردارى از فطرت اغلب از اختيار انسان بيرون بوده و به صورت ناخودآگاه و طبيعى مىباشد.
پر واضح است كه هر انسانى چه رنگ پوست او سفيد باشد و چه زرد يا سرخ و سياه باشد و در هر مكانى زندگى كند از اين دو موهبت ذاتى برخوردار مىباشد، چنان كه در بهرهمندى از اين دو موهبت وضع و شرايط جغرافيايى و زبان و تاريخ نيز نمىتواند نقش عمدهاى داشته باشد.
تحقق جامعه متشكل و ايجاد ملت واحد بر اساس اين دو موهبت ذاتى اصيلترين و صحيحترين راهى است كه مىتواند مورد قبول باشد و اين راهى است كه اسلام تئورى آن را پىريزى نموده و بشريت را بدان دعوت كرده است.
[١] . همان.
[٢] . رك: الامام زينالعابدين، رسالة الحقوق، چ نجف، ص ١٥.