فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦١ - مبحث دوم ممنوعيت شيوههاى وحشيانه
[١] ٤. انتقال دسته جمعى اهالى:
اجبار مردم يك منطقه تصرف شده به ترك وطن، به دو صورت ممكن است، ابتداء به طور قراردادى و دوم به صورت مجازات از طريق حكميت.١
اين جرم توسط دولت اشغالگر فلسطين در سال ١٩٤٨ با اخراج فلسطينيان از سرزمين اصلى خود انجام پذيرفت و تاكنون هم اقدامى براى بازگرداندن آنان صورت نگرفته است.
١٥. آتش زدن درختان و مزارع:
اين مورد بالخصوص در نصوص اسلامى آمده و رزمندگان مسلمان از آن ممنوع شدهاند لكن آمريكاييها در جنگ ويتنام بيش از يكصد و سى هزار كيلومتر مربع از مزارع ويتنام را نابود ساختند.
١٦. اتلاف اموال عمومى و استفاده از اموال شخصى:
ممنوعيت چنين اقدام اسرافگرانه، بر اساس احترام به اصل مالكيت به مفهوم عمومى و خصوصى آن مىباشد.
در مواردى كه بهخاطر نظم عمومى و اقدام در جهت منافع و مصالح مردم منطقه اشغال شده ناگزير از تصرفات باشد، بايد طبق مقررات مربوط به ضمان غرامت منصفانه پرداخت گردد.
١٧. اسكان اتباع خودى در سرزمينهاى اشغالى:
اين عمل اگر در چارچوب قرارداد دو جانبه انجام پذيرد، امرى مجاز خواهد بود لكن بدون قرارداد و رضايت به مقتضاى اصل احترام به حاكميت و مالكيت ممنوع مىباشد.
نمونه اين نوع تجاوز را در عملكرد اشغالگران صهيونيست در ايجاد شهركهاى يهودىنشين در فلسطين اشغالى مىتوان مشاهده كرد.
١٨. انهدام اماكن عمومى و ابنيه خصوصى:
ممنوع بودن چنين اعمالى در جنگ از اصل حرمت اسراف و احترام به مالكيت ناشى مىگردد.
دولت غاصب اسرائيل بارها اماكن خصوصى را با ديناميت به طور حساب شده تخريب نمودند كه طى قطعنامه مورخ ١٩٧٧ مجمع عمومى سازمان ملل متحد با ١٣١ رأى موافق و تنها يك رأى مخالف امريكا محكوم گرديد.
١٩. اخذ ماليات و عوارض براى مقاصد نظامى:
اخذ ماليات يا عوارض در حد اداره امور
[١] . چنانكه اين نوع رفتار طبق نظام حكميت در مورد يهوديان بنىنضير مدينه اجرا گرديد و آنان مجبور به ترك سرزمين خود شدند.