فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧٠
كه امان گرفته را مصداق غدر دانست و يا در پيكار تن به تن كه در گذشته متداول بوده هرگاه فردى از صفوف دشمن خارج و اعلان آمادگى براى مبارزه تن به تن مىكرد اگر توسط تيراندازان سپاه اسلام به قتل مىرسيد غدر محسوب مىشد. اين عمل با توجه به عرف متداول كه آن را نوعى امان محسوب مىكنند «غدر» بهشمار آمده و داراى كيفر مىباشد. [١]
٩. غلول: [٢]
غلول به معنى دستبرد به غنايم جنگى و يا دستبرد به اموال دشمن، عملى غير انسانى و نوعى سرقت مسلحانه محسوب مىگردد.
١٠. شبيخون (اغاره): [٣]
اصل غافلگيرى از اصول جنگ است، اما شبيخون و نظاير آن نوعى غافلگيرى ناجوانمردانه است كه با روح جهاد و اهداف آن سازگار نمىباشد.
١١. آسيب رساندن به چهارپايان (عقرالدايه): [٤]
عقر دايه كه در متون روايى و فقهى آمده به معنى قطع چهار دست و پاى اسب يا شترانى است كه در جنگ مورد استفاده قرار مىگيرند و ممنوعيت آن را به ملاك احترام به حيات حيوان مفيد مىتوان به ممنوعيت آسيبرسانى به حيوانات توسعه داد. در برخى از متون روايى تأكيد شده است كه هرگاه اسبان از راهروى باز ايستادند بجاى «عقر»، آنها را ذبح نماييد تا زجركش نشوند. [٥]
١٢. جنگ تن به تن (مبارزه): [٦]
اين عمل هنگامى جرم محسوب مىشود كه بدون اجازه از فرماندهى جهاد انجام گيرد در وصاياى على (ع) اين عبارت ديده مىشود:
«لا تدعون الى مبارزه، و ان دعيت اليها فاجب، فان الداعى اليها باغ، و الباغى مصروع».
[٧]كسى را به جنگ تن به تن نطلب و اگر طلبيده شدى اجابت كن، زيرا آن كس كه شروع به درخواست جنگ تن به تن مىكند متجاوز است و سزاى متجاوز درافتادن است.
برخى از فقها تحريم مبارزه را تعبدى دانسته و به استناد روايات، آن را از مصاديق تجاوز شمردهاند [٨] و برخى ديگر دليل تحريم را نوعى عمل انفرادى و اخلال در نظام دفاعى و مديريت نظامى تلقى نمودهاند و به اين دليل مبارزه را ممنوع شمردهاند كه امام و فرمانده سپاه اسلام بايد مشخص كند چه كسى شايستگى مبارزه را دارد و چه كسى اين
[١] . همان. ص ٨٩.
[٢] . همان، ص ٨١.
[٣] . همان، ص ٨٢ و المبسوط سرخسى، ج ١٠ ص ٣١ و وسائل الشيعه، ج ١١ ص ٤٦.
[٤] . همان و المغنى، ج ١٠ ص ٥٠١.
[٥] . همان، ص ٨٣ و كافى، ج ٥ ص ٤٩.
[٦] . همان، ص ٨٥.
[٧] . نهج البلاغه، قصار الحكم ٢٣٣.
[٨] . رك: جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٨٦.