فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٨ - مبحث هفتم اسارت رزمندگان مسلمان
را فيض بزرگ و مقامى در حد پيروزى مىشمارد، مقاومت و ادامه جهاد را بر فرار ترجيح داده و فرار از زحف را حتى در صورت ضعف جبهه اسلام جايز نشمردهاند [١] .
در صورتى كه رزمنده مسلمان مطمئن باشد كه در صورت مقاومت و ادامه جهاد كشته خواهد شد. برخى از فقهاى شيعه انصراف از جهاد را واجب و برخى ديگر آن را افضل شمردهاند و معنى اين نظريه در واقع ترجيح دادن مصلحت حفظ نفس بر مصلحت شهادت در راه خدا و اولويت دادن به آيه: (وَ لا [٦] [٤] ٨; تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى اَلتَّهْلُكَةِ) [٢] در مقابل آيه (وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتاً) [٣] ميباشد.
در هر حال استدلال به آيه اول براى جواز فرار مىتواند راه استدلال جواز استسلام را در صورت عدم موفقيت در فرار هموار سازد.
برخى از فقهاى مفسر شيعه اصولاً در شمول آيه: (فَلاٰ تُوَلُّوهُمُ اَلْأَدْبٰارَ)٤ به مورد ضعيف جبهه اسلام مناقشه نموده و گفتهاند:
مفهوم زحف در اين آيه اشاره به سپاهى دارد كه به خاطر قدرت و كثرت آن اميد پيروزى باشد چنانكه معنى لغوى زحف نيز چنين است كه معنى پيروزى در آن نهفته است.
بنابراين آيه، شامل صورت ضعف جبهه اسلام نمىشود و در اين صورت پايدارى و ادامه جهاد واجب نمىباشد [٥] .
در روايات اهل بيت (ع)٦ نيز در منع از فرار از زحف دلايلى ذكر شده كه نشان از حرمت استسلام دارد مانند: فرار از جهاد موجب سخط الهى، مذلت و خفت، سستى دين، استخفاف رسل و ائمه دين، ترك نصرت دين، جرأت يافتن دشمن، به اسارت افتادن و كشته شدن مسلمانان، ابطال دين خدا و فساد در روى زمين كه همه اين دلايل مىتواند در مورد استسلام نيز صادق باشد.
استسلام از نظر روايات شيعه:
در روايتى از امام صادق (ع) اشاره به سره «ببراه» يا «ميراه»
[١] . رك: المبسوط، ج ٢ ص ١٠ و جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٤٦.
[٢] . بقره، آيه ١٩٥.
[٣] . آل عمران، آيه ١٦٩.
[٤] . انفال، آيه ١٥.
[٥] . رك: جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٦٥ به نقل از كنز العرفان.
[٦] . رك: وسائل الشيعه، ج ١١ ص ٦٥-٦٦.