فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٠ - سابقه تاريخى مؤلفة قلوبهم
مردى چهار شتر و چهل گوسفند بود و اگر سواره بود دوازده شتر يا بيست شتر و صد گوسفند مىگرفت. [١]
ابن سعد در الطبقات الكبرى مىگويد: در جنگ حنين اسيران بالغ بر شش هزار و غنايم عبارت بود از بيست و چهار هزار شتر و بيشتر از چهل هزار گوسفند و چهار هزار اوقيه نقره، رسول خدا (ص) خوددارى فرمود از اينكه گروه اسيران به حضورش آورده شوند و ابتداء از اموال شروع فرمود و آن را تقسيم نمود و مؤلفة قلوبهم را به عنوان نخستين گروه از اين غنايم عطا فرمود و آنگاه ابوسفيان فرزند حرب را ٤٠ اوقيه نقره و صد شتر بخشيد، ابوسفيان گفت به فرزندم يزيد نيز سهمى عطا نماييد. پيامبر اكرم (ص) دستور فرمود ٤٠ اوقيه نقره و صد شتر به وى دادند و بار ديگر ابوسفيان اشاره به فرزندش معاويه نمود و برايش سهمى درخواست كرد، پيامبر اكرم (ص) دستور فرمود چهل اوقيه نقره و صد شتر نيز به وى دادند و حكيم فرزند حزام را صد شتر دادند، آنگاه ناقهاى درخواست نمود، پيامبر (ص) درخواستش را اجابت فرمود و نضر فرزند حارث كلده را صد شتر و اسيد بن جاريته الثقفى را صد شتر بخشيد و علاء بن حارثه الثقفى را ٥٠ شتر و محزمة بن نوفل را ٥٠ شتر بخشيد و حارث بن هشام را صد شتر و سعيد بن يربوع را ٥٠ شتر و صفوان بن اميه صد شتر و قيس بن عدى صد شتر و عثمان بن وهب ٥٠ شتر و سهيل بن عمرو صد شتر و حويطب بن عبدالفرى صد شتر و هشام بن عمرو العامرى ٥٠ شتر و اقرع بن حابس التميمى را صد شتر عطا فرمود. آنگاه حابس شعرى در اين باره سرود و پيامبر اكرم (ص) صد شتر و به قولى ٥٠ شتر ديگر به وى بخشيد و همه اين عطايا را از خمس عطا فرمود و اين بهترين و مستندترين اقوال در نزد ماست (ابن سعد) آنگاه پيغمبر اكرم (ص) زيد بن ثابت را فرمان داد تا بآمار ساير مردان و غنايم رسيدگى كند و سپس آن را بر مردم تقسيم نمود و سهم هر كدام چهار شتر و چهل گوسفند بود و هركس سوارهكار بود ١٢ شتر و ١٢٠ گوسفند مىگرفت و هرگاه بيش از يك اسب داشت سهمى براى آن نمىگرفت.
گروهى از هوازن به حضور پيغمبر (ص) رسيدند و تعداد آنها ١٣ مرد بود بسركردگى زهير بن صرد و در ميان آنها ابو برقان عموى رضاعى پيامبر اكرم (ص) بود و از آن
[١] . رك: مقريزى، امتاع الاسماع، ج ١ ص ٤٢٣-٤٢٦.