فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨٠ - الف - دعوت به اتحاد و همبستگى بيشتر
توصيه مى كند: (اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا اَلَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدٰاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ)١ (بدى را به آنچه نيكوتر است دفع كن، آنوقت گويى آنكه ميان تو و او دشمنى بود دوستى مهربان است). و نيز به عفو و بخشش و خودنگهدارى در موقع غضب دعوت ميكند: (وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ). [٢] (اگر بگذريد و چشم بپوشيد و ببخشيد خدا آمرزنده و رحيم است).
تعاليم اسلام در مواردى مانند آنچه به عنوان نمونه در اينجا آورده شد در حقيقت نوعى محدوديتهاى فردى در قبال مصالح عاليه اجتماعى است كه نشانگر بينش و رشد و تعالى فرهنگ جامعه در قبال مسؤوليتهاى بزرگ جمعى تلقى مى گردد.
يكى ديگر از بارزترين مظاهر پيوند و همبستگى اجتماعى حسّ همكارى و روح تعاون است كه خود از خواستهاى فطرى و از مقتضيات زندگى اجتماعى مىباشد.
اصولاً شدّت و ضعف حسّ همكارى و تعاون در يك جامعه مىتواند نمايشگر قدرت و يا ضعف همبستگى و روح الفت و پيوند اجتماعى افراد آن جامعه باشد.
جامعه متشكل، متحد و بهم پيوستهاى كه اسلام تئورى آن را به بشريت عرضه نموده است از آنجا كه پيوند عناصر تشكيل دهنده آن جامعه ريشههاى عميق و مستحكمى دارد و از اراده و خواست قلب و جان و فكر و عقيده مردم آن سرچشمه مىگيرد، لذا بايد واجد آن چنان روح تعاون و حس همكارى و همدردى باشد كه متناسب با مقام شامخ انسان در زندگى شايسته انسانى باشد. روى همين اصل است كه اسلام سعى مىكند همه افراد جامعه بزرگ اسلامى را با زنجير مصالح و منافع مشترك به همديگر مربوط سازد و در دل و جان آنان حسّ همكارى، تعاون، تضامن، احساس مسؤوليت و وظيفه همگانى بنفع همه را تقويت كند و حدود آزادى فردى را در مرز مصالح مشتركه و منافع همگانى محدود سازد و بدينوسيله همه درك مىكنند كه در اجتماع اسلامى هدفهاى مشتركى وجود دارد كه فرد به تنهايى قادر به انجام آن نيست و بايستى همه براى گسترش آن همكارى و تعاون داشته باشند: (وَ تَعٰاوَنُوا عَلَى اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوىٰ). [٣] اجتماع و همكارى همه جانبه افراد جامعه اسلامى در راه ايمان و عمل صالح بر
[١] . فصلت، آيه ٣٤.
[٢] . تغابن، آيه ١٤.
[٣] . مائده، آيه ٢. (در نيكوكارى و تقوى با يكديگر همكارى كنيد).