فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥ - مبحث پنجم تأخير انداختن جنگ
جنگ در حالت شروع آن توسط دشمن است و مفاد اين فرمان آن است كه رزمندگان مسلمان بايد در انتظار آغاز حمله توسط دشمن باشند و خود آغازگر جنگ نباشند.
ب -
در روايت علوى با صراحت بيشتر چنين آمده است:
«لاتقاتلوهم حتى يبداؤكم، فانكم بحمدالله على حجة، و ترككم ايّاهم حتى يبداؤكم حجة اخرى لكم عليهم» [١] .
مفاد اين دستورالعمل علوى آن است كه در واقع در انتظار حمله دشمن نشستن خود نوعى فرصت دادن به دشمن و از مصاديق دعوت و احتجاج مىباشد كه مىتواند دليلى بر انساندوستى و اهداف انسانى رزمندگان اسلام و روشى روشنگرانه براى ناآگاهان باشد.
بىشك فلسفه به تأخير انداختن جنگ، اميد دسترسى به اهداف جهاد بدون دستيازى به جنگ مىباشد لكن در اين مورد ممكن است شبههاى به نظر برسد كه فرصت دادن به دشمن كه آغازگر جنگ باشد خود نوعى امتياز دادن به دشمن محسوب مىشود. زيرا كه در جنگ، اولين ضربه كارساز است و چه بسا عامل تعيين كننده پيروزى نيز مىباشد.
به نظر مىرسد اين اشكال اختصاص به اين اصل ندارد در كليه مواردى كه اسلام با تعيين اصول و قواعد عمومى جنگ به هر نحو عمليات رزمى نيروهاى اسلام را متوقف يا محدود و يا ممنوع مىكند اين اشكال مىتواند صادق باشد.
اما بايد توجه داشت در كل استراتژى جنگ در جهاد اسلامى بجز پيروزى اصول، مسائل مهم ديگرى نيز وجود دارد كه بايد رعايت گردد. كسب پيروزى به هر طريق و با هر وسيله، مطلوب شريعت اسلام نيست و بر اين اساس ممكن است رعايت اصول به قيمت شكست و يا حداقل به قيمت تحمل دشواريها و مشكلات بيشتر در رسيدن به پيروزى تمام شود كه با توجه به اهداف جهاد از آن گريزى نيست.
البته ناگفته نماند كه تدبير جنگ و طرح و برنامه رزم، اگر با دقت و مهارتهاى لازم توأم باشد، زيانهاى ناشى از اعمال اصول و قواعد انساندوستانه اسلامى در جنگ مىتواند به
[١] . رك: جامعالاحاديث، ج ١٣ ص ١١٦ و نهجالبلاغه، نامه ١٤ و وسائل الشيعه، ج ١١ ص ٧١.